توصیه ها و ره توشه هایی از کسی که راهنمای سیر وسلوک بزرگان بوده است

مطالب زیر گزیده ای از توصیه ها و وصایای آیت الله سید علی قاضی (ره) است که به شاگردان و اطرافیان خود فرموده اند. باشد که کلامش چون صاعقه ای بر قلبمان بدرخشد و راهنمایمان در تاریکی ها باشد.

1- نماز:شما را سفارش می کنم به اینکه نمازهایتان را در بهترین و با فضیلت ترین اوقات آنها به جا بیاورید و آن نمازها با نوافل، 51 رکعت است؛ پس اگر نتوانستید، 44 رکعت بخوانید و اگر مشغله های دنیوی نگذاشت آنها را به جا آورید، حداقل نماز توابین را بخوانید ( نماز اهل انابه و توبه هشت رکعت هنگام زوال است)

مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از ایشان نقل می کنند که می فرمودند: اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند.

مرحوم آقای سید هاشم رضوی هندی می فرمایند: روزی یکی را به محضر آقای قاضی آوردند که مثلا آقا دستش را بگیرد و راهنمایی اش کند. مرحوم آقای قاضی فرموده بودند: « به این آقا بگویید که نماز را در اول وقت بخواند. »بعد معلوم شد که آن آقا وسواس در عبادات داشته و نماز را تا آخر وقت به تأخیر می انداخته است

اما وصیت های دیگر، عمده آنها نماز است. می فرمودند نماز را بازاری نکنید اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع. اگر نماز را تحفظ کردید همه چیزتان محفوظ میماند و تسبیح صدیقه کبری سلام الله علیها که مصداق ذکر کبیرو ذکر کثیر به شمار می آید و آیت الکرسی در تعقیب نماز ترک نشود(حد اقل یکبار و ترجیحا سه بار بعد از هر نماز)

2- دعا در قنوت نماز:

آقای قاضی به شاگردان خود دستور می دادند این دعا را در قنوت نماز هایشان بخوانند: اَللّهُمَّ ارْزُقُنی حُبَّکَ وَ حُبَّ ما تُحِبُّه، وَ حُبَّ مَن یُحِبُّک، وَالْعَمَلَ الَْذی یُبَلِْغُنی إلی حُبِّک وَاجْعَلْ حُبَّکَ اَحَبَّ الْاَشْیاءِ إلَیَّ :یعنی خداوندا روزی من فرما :1-محبت خودت را و محبت هر کسی را که تو دوستش داری 2- ومحبت هر کس که تورا دوست دارد 3-وکارهایی که مرا به محبت تو میرساند. و محبت خودت را محبوب ترین چیزها در نزد من قرار بده.

3- قرآن

آیت الله نجابت می فرمودند: آیت الله میرزا علی قاضی به مرحوم آیت الله شیخ علی محمد بروجردی (از شاگردان برجسته آقای قاضی) فرموده بودند که: « هیچ گاه از قرآن جدا مشو و ایشان تا آخر عمر بر این سفارش آقای قاضی وفادار و پایبند بود. هر وقت از کارهای ضروری و روزمره فارغ می شد، قرآن می خواند و با قرآن بود.

آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند: « چند سفارش ایشان عبارت است از: اول روخوانی قرآن. می فرمودند قرآن را خوب و صحیح بخوانید. توصیه دیگر ایشان راجع به دوره تاریخ اسلام بود. می فرمودند یک دوره تاریخ اسلام را از ولادت حضرت پیغمبر(ص) تا 255 هـ.ق یا 260 هـ.ق بخوانید. و بعد از عمل به این ها می فرمودند برو نمازشب بخوان!

آیت الله قاضی در نامه ای به آیت الله  طباطبایی می فرمودند: « دستورالعمل، قرآن کریم است؛ فیهِ دَواءُ کُلِّ داء وَ شِفاءُ کُلِّ عِلَّه وَ دَواء کُلَّ قِلَّةِعِلم وَ عَمَلاً وَ حالاً.(یعنی در قرآن دوای هر دردی و شفای هر بیماری وداروی هر کم دانشی وکم کاری وبی حالی است) آن قره العیون(نور چشمان) مخلصین را همیشه جلوی چشم داشته باشید و با آن هادی طریق مقیم و صراط مستقیم سیر نمایید و از جمله سیرهای شریف آن قرائت است به حسن صورت و آداب دیگر، خصوص در بطون لیالی (در دل شب ها)

و نیز:« بر شما باد به قرائت قرآن کریم در شب با صدای زیبا و غم انگیز، پس آن نوشیدنی و شراب مؤمنان است. تلاوت قرآن کمتر از یک حزب نباشد (50 آیه) واگر میتوانید روزی یک جزء تلاوت کنید.

4- نماز شب

اما نماز شب: پس هیچ چاره و گریزی برای مؤمنین از آن نیست، و تعجب از کسی است که می خواهد به کمال دست یابد در حالی که برای نماز شب قیام نمی کند و ما نشنیدیم که احدی بتواند به آن مقامات دست یابد مگر به وسیله نماز شب.

علامه طباطبایی می فرمودند: « چون در نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، از نقطه نظر قرابت و خویشاوندی گاه گاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می شدم تا یک روز در مدرسه ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آن جا عبور می کردند. چون به من رسیدند، دست خود را روی شانه من گذاردند و گفتند: ای فرزند! دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان!

حاج سید هاشم حداد می فرمودند: « مرحوم آقا خودش این طور بود و به ما هم این طور دستور داده بود که در میان شب وقتی برای نماز شب برمی خیزید، چیز مختصری تناول کنید، مثلاً چای یا دوغ یا یک خوشه انگور یا چیز مختصر دیگری که بدن شما از کسالت بیرون آید و نشاط برای عبادت داشته باشید.

5- توسل به ائمه أطهار(علیهم السلام)

آیت الله سید علی آقا قاضی در یکی از نامه هایش چنین مرقوم فرمودند: « .... و تمام طرق .... توسل به ائمه أطهار(ع) و توجه تام به مبدأ است. چونکه صد آمد، نود هم پیش ما است. با دراویش و طریق آنها کاری نداریم. طریقه، طریقه علما و فقها است، با صدق و صفا.

6- توسل به حضرت سیدالشهدا(علیه السلام)

محال است انسانی به جز از راه سیدالشهدا علیه السلام به مقام توحید برسد.سریان فیوضات و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهدا علیه السلام است و پیشکار این فضیلت هم حضرت قمر بنی هاشم ابالفضل العباس علیه السلام است!

7- دعا برای فرج امام زمان

از آن چیزها که بسیار لازم و با اهمیت است دعا برای فرج حضرت حجت ـ صلوات الله علیه ـ در قنوت نماز وتر است بلکه در هر روز و در همه دعاها.

8- دل هیچ کس را نرنجانید

دیگر آن که، گر چه این حرفها آهن سرد کوبیدن است، ولی بنده لازم است بگویم اطاعت والدین، حسن خلق، ملازمت صدق، موافقت ظاهر با باطن و ترک خدعه و حیله و تقدم در سلام و نیکویی کردن با هر برّ و فاجر، مگر در جایی که خدا نهی کرده. الله الله الله که دل هیچ کس را نرنجانید!!

تا توانی دلی بدست آور *** دل شکستن هنر نمی باشد

9- رفع ناراحتی های روحی

آن مرحوم در هنگام اضطراب و ناراحتی های روحی، خواندن این کلمات را سفارش می کردند: « لا اله الا الله وَحدَهُ لا شَریکَ لَهُ، لَهُ الْحَمْدُ وَ لَهُ الْمُلْک وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیر، أَعُوذُ بِاللهِ مِنْ هَمَزاتِ الشَْیاطین وَ أَعُوذُ بِکَ رَبّی مِنْ أَنْ یَحضُرُون إنَّ اللهَ هُوَالسَّمیعَُ الْعَلیم: هیچ معبودی جز خداوند یکتای بی شریک وجود ندارد و ستایش و حکومت مخصوص اوست و او بر هر کاری تواناست. از وسوسه های شیاطین به خدا پناه می برم و به تو پناه می برم ای پروردگارم از این که نزد من حاضر شوند. همانا خداوند شنوا و داناست.

10- حق الناس

آیت الله نجابت نقل می کند: وقتی که بنده مشرف شدم خدمت ایشان فرمودند: « هر حقی که هر کس بر گردن تو دارد باید ادا کنی. خدمت ایشان عرض کردم:مدتی قبل در بین شاگردهایم که نزد بنده درس طلبگی می خواندند، یکی خوب درس نمی خواند. بنده ایشان را تنبیه کردم. اذن از ولیّ او هم داشتم در تربیت. در ضمن این جا هم نیست که از او طلب رضایت کنم. می فرمودند: « هیچ راهی نداری، باید پیدایش کنی. گفتم آدرس ندارم، گفتند باید پیدا کنی!

آقای قاضی فرمودند : هر حقی که برگردنت باشد تا ادا نکنی باب روحانیت، باب قرب، باب معرفت باز شدنی نیست. یعنی این ها همه مال حضرت احدیت است. و حضرت احدیت رضایت خود را در راضی شدن مردم قرار داده است.

11- وردها و ذکرهای معمول

بر شما باد التزام به وردهای معمول که در دسترس هر یک از شماست؛ و سجده معهوده از 500 مرتبه تا هزار بار(ذکر یونسیه: لا اِلهَ اِلّا اَنتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الظّالِمین) دنبال ذکری نباشید که تا به حال کسی نگفته باشد.

12- رفتن به مساجد

زیارت مشهد اعظم ـ برای کسی که مجاور آنجاست ـ در هر روز، و رفتن به مساجد معظمه در حد امکان و همین طور سایر مساجد، (اََلْمُؤمِنُ فِی الْمَسجِد کَالسَّمَکِ فِی الْماء: همانا مؤمن در مسجد مانند ماهی در آب است)

13- زیارت برادران مومن

زیاد به زیارت و دیدار برادران نیک سیرت بروید، چرا که آنها برادران شما در پیمودن راه و رفیق در مشکلات هستند.

14- رفع گرفتاری

علامه لاهیجانی انصاری روزی از ایشان پرسیدند که در مواقع اضطرار و گرفتاری چه در امور دنیوی و یا در امور اخروی و بن بست کارها به چه ذکری مشغول شویم تا گشایش یابد؟ در جواب فرمودند: « پس از 5 بار صلوات و قرائت آیة الکرسی در دل خود بدون آوردن به زبان بسیار بگو تا گشایش یابد:

اَللّهُمَّ اجْعَلْنی فی دِرْعِکَ الْحَصینَةِ الَّتی تَجْعَلُ فیها مَنْ تَشاءُ مِنْ عِبادِکَ الصّالِحین: بار پروردگارا! مرا در حصن و پناهگاه خود و در جوشن و زره محکمت قرار بده که در آن هر کس از بندگان شایسته ات را که بخواهی قرار می دهی.

15- حدیث عنوان بصری

آیت الله سید محمد حسین حسینی تهرانی در کتاب روح مجرد می فرمایند: « آقای قاضی برای گذشتن از نفس اماره و خواهش های مادی و طبعی و شهوی و غضبی که غالباً از کینه و حرص و شهوت و غضب و زیاده روی در تلذذ بر می خیزد، روایت عنوان بصری را دستور می دادند به شاگردان و تلامذه و مریدان سیر و سلوک إلی الله، تا آن را بنویسند و بدان عمل کنند. یعنی یک دستور اساسی و مهم، عمل طبق مضمون این روایت بود. و علاوه بر این می فرموده اند باید آن را در جیب خود داشته باشند و هفته ای یکی، دو بار آن را مطالعه نمایند.

16- دعای کمیل و زیارت جامعه

آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند: « ایشان خصوصاً سفارش می کردند که دعای کمیل را در شب های جمعه بخوانید و خواندن زیارت جامعه ( در اواخر مفاتیح الجنان مذکور است ) را در روزهای جمعه تأکید داشتند

17- حضور قلب

حجت الاسلام آقای دکتر مرتضی تهرانی می فرمایند: « آیت الله قاضی در پاسخ شخصی که از ایشان تقاضای سفارش کرد، فرمودند

قلم و کاغذ از جیبت درآور و بنویس:

سررشته دولت ای برادر به کف آر   ***   وین عمر گرانمایه به خسران مسپار

یعنی همه جا با همه کس در همه جا *** می دار نهفته چشم دل جانب یار »

18- توصیه به توبه و استغفار

برادران عزیزم! ـ خداوند متعال شما را برای طاعتش موفق نماید ـ هشیار باشید که به ماههای حرام وارد شده ایم، پس چه بزرگ است و تمام نعمتهای باری تعالی بر ما؛ پس قبل از هر چیز بر ما واجب و لازم است که توبه نمائیم با شرائط لازم و نمازهای ویژه، سپس از گناهان کبیره و صغیره به قدر توان دوری نماییم

پس شب جمعه ـ یا روز شنبه ـ نماز توبه بخوانید ـ شب جمعه یا روز آن ـ سپس روز یکشنبه از روز دوم ماه اعاده کنید آن را. سپس ملازم باشید به مراقبه صغری و کبری و محاسبه و معاقبه نفس به آنچه که شایسته و لازم است. [ منظور از مراقبه صغری، محاسبه نفس است از جهت صدور گناه و خطا حتی ترک مستحبات و ارتکاب مکروهات و مراقبه کبری، دوام ذکر و توجه و عدم غفلت در حد امکان ]. پس همانا در آن یادآوری برای کسی است که اراده دارد متذکر شود یا از خدا بترسد. سپس به دلهایتان توجه نمائید و مرضهایی را که در اثر گناه است مداوا کنید و به وسیله استغفار، عیبهای بزرگ تان را کوچک و کم نمائید.

مرحوم قاضی به همه سفارش می کردند این ذکر را قرائت کنند: اَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذی لا اِلهَ اِلّا هُو مِنْ جَمیعِ ظُلْمی وَ جَوری وَ إِسْرافی عَلی نَفْسی وَ أَتُوبُ إِلَیْه: از خداوند که معبودی جز او نیست به خاطر تمامی ظلم ها و گناهانم و ستمی که بر خود روا داشته ام طلب بخشش می کنم و به سوی او باز می گردم

19-برآورده شدن حاجت

مرحوم آیة الله آقای قاضی قرائت دعای سریع الاجابه(اوایل مفاتیح الجنان ) را به مدت چهل شب، هر شب یک تا صد بار برای برآورده شدن حاجت سالکان درگاه الهی مفید می دانستند: إلهی کیف أدعوک و أنا أنا و کیف أقطع رجایی منک و أنت أنت؟ إلهی أذا لم أسئلک فتعطینی فمن ذاالذی أدعوه فیعطینی؟ ألهی إذا لم أدعک فتستجیب لی، فمن ذاالذی أدعوه فیستجیب لی؟ إلهی إذا لم أتضرع إلیک فترحمنی فمن ذا الذی أتضرع إلیه فیرحمنی؟ إلهی فکما فلقت البحر لموسی و نجیته أسئلک أن تصلی علی محمد و آل محمد و إن تنجینی مما أنا فیه و تفرج عنی فرجا عاجلا غیر أجل بفضلک و رحمتک یا أرحم الراحمین

20- عرضه خود به امیرالمؤمنین

حاج سید عبدالکریم کشمیری(ره) می فرماید: « روزی با آقا سید مهدی قاضی، فرزند استادم آقا میرزا علی قاضی (ره) در مسجد هندی نشسته بودیم. ایشان گفت: شما که در برخی امور ماهر و متبحر هستید بگویید پدرم به من چه وصیتی کرده است؟ من بلافاصله به پشت بام مسجد رفتم و تأملی کرده، ذکری بر زبان راندم. به دلم الهام شد آقای قاضی به وی دو نصیحت کرده است: اول این که هر روز خودت را بر امیرالمؤمنین علیه السلام عرضه کن و دیگر این که اگر فقر و فاقه به تو فشار آورد به قصد کمک مالی، به منازل و بیوت مراجع نرو

دعای "یا من احتجب... 21-

آقای سید هاشم حداد در موقع خوابیدن دعای « اللهم یا من إحتجب بشعاع نوره...» را قرائت می کردند و چه بسا می شد که در قنوت نماز می خواندند. و چون از بعضی از شاگردان دیگر مرحوم قاضی شنیده شده است، معلوم می شود اصلش از مرحوم قاضی بوده است:

اللَهُمَّ یَا مَنِ احْتَجَبَ بِشُعَاعِ نُورِهِ عَنْ نَوَاظِرِ خَلْقِهِ. یَا مَنْ تَسَرْبَلَ بِالْجَلَالِ وَ الْعَظَمَةِ، وَ اشْتَهَرَ بِالتَّجَبُّرِ فِى قُدْسِهِ...(خداوندا ای کسی که با پرده ای از  شعاع نور خود از دیدگان بندگانش پوشیده شده ،ای کسی که با جلال و عظمت شناخته شده و به جبروت در ذات مقدسش مشهور است)

یَا مَنْ تَعَالَى بِالْجَلَالِ وَ الْکِبْرِیَآءِ وَ الْعَظَمَةِ فِى تَفَرُّدِ مَجْدِهِ. یَا مَنِ انْقَادَتْ لَهُ الامُورُ بِأَزِمَّتِهَا طَوْعًا لِامْرِهِ...(ای کسی که برتری دارد به جلال کبریا و عظمت ودر مجد خود یکتاست. ای کسی که همه امور با تمام پیچیدگی ها وسختی هایشان مطیع فرمان او هستند)

 یَا مَنْ قَامَتِ السَّمَوَاتُ وَ الارَضُونَ مُجِیبَاتٍ لِدَعْوَتِهِ. یَا مَنْ زَیَّنَ السَّمَآءَ بِالنُّجُومِ الطَّالِعَةِ وَ جَعَلَهَا هَادِیَةً لِخَلْقِهِ...( ای کسی که آسمانها و زمینها به منظور پاسخ به دعوت او برپا شده اند. ای مسی که آسمانها را با ستارگان درخشان زینت بخشیده وبرای راهنمایی به بندگانش قرارداده است.

 یَا مَنْ أَنَارَ الْقَمَرَ الْمُنِیرَ فِى سَوَادِ اللَیْلِ الْمُظْلِمِ بِلُطْفِهِ. یَا مَنْ أَنَارَ الشَّمْسَ الْمُنِیرَةَ وَ جَعَلَهَا مَعَاشًا لِخَلْقِهِ، وَ جَعَلَهَا مُفَرِّقَةً بَیْنَ اللَیْلِ وَ النَّهَارِ. یَا مَنِ اسْتَوْجَبَ الشُّکْرَ بِنَشْرِ سَحَآئِبِ نِعَمِهِ....(ای کسی که به لطف خود ماه را در شب تار روشنی بخشیده، ای کسی که خورشید تابان را روشنایی بخشیده و برای بندگانش وسیله معاش وزندگی قرار داده است وآن را باعث تفاوت شب وروز قرار داده است.ای کسی که با پراکنده کردن ابرهای نعمت خود شایسته شکرگزاری بندگانش شده است.)

أَسْأَلُکَ بِمَعَاقِدِ الْعِزِّ مِنْ عَرْشِکَ، وَ مُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ کِتَابِکَ، وَ بِکُلِّ اسْمٍ سَمَّیْتَ بِهِ نَفْسَکَ، أَوِ اسْتَأْثَرْتَ بِهِ فِى عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَکَ، وَ بِکُلِّ اسْمٍ هُوَ لَکَ أَنْزَلْتَهُ فِى کِتَابِکَ، أَوْ أَبْثَثْتَهُ فِى قُلُوبِ الصَّآفِّینَ الْحَآفِّینَ حَوْلَ عَرْشِکَ، فَتَرَاجَعَتِ الْقُلُوبُ إلَى الصُّدُورِ عَنِ الْبَیَانِ بِإخْلَاصِ الْوَحْدَانِیَّةِ وَ تَحْقِیقِ الْفَرْدَانِیَّةِ، مُقِرَّةً لَکَ بِالْعُبُودِیَّةِ وَ أَنَّکَ أَنْتَ اللَهُ لَا إلَهَ إلَّا أَنْتَ....(از تو درخواست میکنم به حق بزرگوارانی که در عرش تو در جایگاه های عزت نشسته اند، وبه حق منتهای رحمتت از کتابت، و به حق هر نامی که خود را به آن نامگذاری کردی یا در علم غیب خود آن نام را برای خود برگزیدی، وبه حق هر اسمی که برای توست و در کتابت نازل کردی ویا هر نامی که منتشر کردی در قلب های فرشتگانی که دور عرش تو بالهای خود را صاف کرده و می چرخند، پس آن نامها از قلب ها به سینه ها برگشت ازبیان اخلاص در وحدانیت و اثبات یکتایی تو،در حالی که قلب ها و سینه ها به بندگی تو اقرار میکردند و گواهی میدادند که تو یکتا معبود برحقی وجز تو معبودی نیست.)

وَ أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِى تَجَلَّیْتَ بِهِ لِلْکَلِیمِ عَلَى الْجَبَلِ الْعَظِیمِ، فَلَمَّا بَدَا شُعَاعُ نُورِ الْحُجُبِ مِنْ بَهَآءِ الْعَظَمَةِ خَرَّتِ الْجِبَالُ مُتَدَکْدِکَةً لِعَظَمَتِکَ وَ جَلَالِکَ وَ هَیْبَتِکَ، وَ خَوْفًا مِنْ سَطْوَتِکَ رَاهِبَةً مِنْکَ فَلَا إلَهَ إلَّا أَنْتَ، فَلَا إلَهَ إلَّا أَنْتَ، فَلَا إلَهَ إلَّا أَنْتَ...(و از تو درخواست میکنم به حق آن اسمت که به وسیله آن بر موسای کلیم در کوه بزرگ طور تجلی کردی، پس همینکه شعاع نور حجابها از روشنایی عظمت تو آغاز  به درخشش کرد؛کوه ها در حالی که از عظمت و جلال وهیبت تو میلرزیدند فرو ریختند در حالی که از سطوت تو بیمناک بودند واز تو میترسیدند. پس جز تو معبودی نیست، پس جز تو معبودی نیست)

وَ أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِى فَتَقْتَ بِهِ رَتْقَ عَظِیمِ جُفُونِ عُیُونِ النَّاظِرِینَ، الَّذِى بِهِ تَدْبِیرُ حِکْمَتِکَ، وَ شَوَاهِدُ حُجَجِ أَنْبِیَآئِکَ، یَعْرِفُونَکَ بِفِطَنِ‏ الْقُلُوبِ، وَ أَنْتَ فِى غَوَامِضِ مُسَرَّاتِ سَرِیرَاتِ الْغُیُوبِ....( وا از تو درخواست میکنم به حق آن نامت که به وسیله آن بازکردی بسته شدن پلک چشمهای بینندگان را،همان نامی که تدبیرفرامین محکم تو با آن انجام میشود گواه دلایل پیامبرانت نیز هست و مردم در اعماق قلب خود تو را با آن میشناسند وتو در پیچیدگی های پرده های غیب ها با آن نام پنهان از دیدگانی)

أَسْأَلُکَ بِعِزَّةِ ذَلِکَ الاسْمِ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ ءَالِ مُحَمَّدٍ، وَ أَنْ تَصْرِفَ عَنِّى جَمِیعَ الافَاتِ وَ الْعَاهَاتِ وَ الاعْرَاضِ وَ الامْرَاضِ وَ الْخَطَایَا وَ الذُّنُوبِ وَ الشَّکِّ وَ الشِّرْکِ وَ الْکُفْرِ وَ الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ الْغَضَبِ وَ الْجَهْلِ وَ الْمَقْتِ وَ الضَّلَالَةِ وَ الْعُسْرِ وَ الضِّیقِ وَ الْفَسَادِ وَ حُلُولِ النِّقْمَةِ وَ شَمَاتَةِ الاعْدَآءِ وَ غَلَبَةِ الرِّجَالِ؛ إنَّکَ سَمِیعُ الدُّعَآءِ، لَطِیفٌ لِمَا تَشَآءُ، وَ صَلَّى اللَهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ ءَالِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِین...   (ازتو درخواست میکنم به عزت این نامت که بر محمد آل محمد درود بفرستی و از من برگردانی همه آفت ها و بلاو گرفتاریها و بیماریها خطاها وگناهان و شک وشرک وکفروجدایی ونفاقوغضبو جهل و دشمنی وگمراهی وسختی وتنگنا وفساد وکینهتوزی و سرزنش دشمنان وسلطه وغلبه مردمان، به درستی که دعا را میشنوی و آنچه بخواهی لطف میکنی . ودرود خدا بر محمد و آل پاک و پاکیزه اش باد. ‏

     به نقل از کتاب روح مجرد صفحه 511

     این دعا با مختصر اختلافى در لفظ، در «مُهَج الدَّعَوات» ص 108 مرحوم سیّد ابن طاووس موجود است که آنرا از محمّد بن حنفیّه از رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم روایت نموده است و براى آن آثار و خواصّ عجیبى را نقل کرده است. و نیز در جلد19 «بحار الانوار» طبع کمپانى، ص 183 از محمّد بن حنفیّه از رسول أکرم صلواتُ الله و سَلامه علیه روایت نموده است. و أیضاً شیخ بهآء الدّین عاملى در «کشکول» طبع سنگى در ص 303 و 304 آورده است‏

22- تقویت حافظه

آن مرحوم برای تقویت حافظه، خواندن آیت الکرسی و معوذتین ( دو سوره مبارکه ناس و فلق ) را سفارش می فرمودند

23- مدد از روح بزرگان

زیارت آقای قاضی(ره) به همه توصیه می کردند که: اگر قبری از امام زادگان یا علما و بزرگان در اطرافتان یا شهرتان است حتماً بروید.

24-عمل به دانسته ها

برو آنچه از نیکی که می دانی درست عمل کن؛ در نهایت دقت و سعی، بدان که تو عارف خواهی بود

25- کلید سعادت دنیا و آخرت

سید علی آقا قاضی در یکی دیگر از نامه هایش چنین می نگارد: « بسم الله الرحمن الرحیم، بعد حمدالله جل شأنه و الصلاة والسلام علی رسوله و آله؛ حضرت آقا! تمام این خرابی ها از جمله وسواس و عدم طمأنینه، از غفلت است؛ و غفلت کمتر مرتبه اش، غفلت از اوامر الهیه است و مراتب دیگر دارد که به آنها إن شاء الله نمی رسید و سبب تمام غفلت ها، غفلت از مرگ است و تخیل ماندن در دنیا؛ پس اگر می خواهید از جمیع ترس و هراس و وسواس ایمن باشید دائماً در فکر مرگ و استعداد لقاء الله تعالی باشید و این است گوهر گرانبها و مفتاح سعادت دنیا و آخرت؛ پس فکر و ملاحظه نمائید چه چیز شما را از او مانع و مشغول می کند، اگر عاقلی

و به جهت تسهیل این معنی چند چیز دیگر به سر کار بنویسد بلکه از آنها استعانتی بجوئی

اول ـ بعد از تصحیح تقلید یا اجتهاد مواظبت تامه به فرائض خمسه (نمازهای روزانه) و سائر فرائض در احسن اوقات؛

و سعی کردن که روز به روز خشوع و خضوع بیشتر گردد؛

و تسبیح صدیقه طاهره ـ صلوات الله علیها ـ بعد از هر نماز؛

و خواندن آیه الکرسی ـ کذلک ـ ؛

و سجده شکر و خواندن سوره « یس » بعد از نماز صبح؛

و « واقعه» در شبها؛

و مواظبت بر نماز شب که شامل 4نماز دو رکعتی به نام نافله شب است وسپس یک نماز دورکعتی به نام شفع که در رکعت اول سوره ناس ودر رکعت دوم سوره فلق را بعد از حمد بخوانید وسپس یک نماز یک رکعتی به نام وترکه بعد از حمد سه بار سوره توحید و سپس سوره های فلق و ناس و در قنوت پس ازصلوات ودعای فرج امام زمان، طلب آمرزش برای 40مؤمن ؛هفت بار بگویید هذا مَقامُ الْعائِذِ بِکَ مِنَ النّاریعنی این جایگاه کسی است که به تو از آتش دوزخ پناه میبرد؛ سپس 70 مرتبه استغفرالله ربی و اتوب الیه و 300 بار العفو و پس از نماز تسبیحات حضرت زهرا ودعاهایی که برای عرض نیاز به درگاه خالق بی نیاز است.

و قرائت مسبّحبات در هر شب قبل از خواب (سه بار تسبیحات اربعه؛ سه بار  اللهم صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَلی جَمیعِ انبیاءِ اللهِ وَ رُسُلِه وسپس سه بار سوره توحید که معادل یک ختم قرآن است ودرپایان هم سه بار :اَللهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِنات

و این ذکر را بعد از نمازهای صبح و مغرب یا در صباح و عشاء ده دفعه بخوانید: « لا إله إلا الله وحده لا شریک له، له الحمد و له الملک و هو علی کل شیء قدیر، أعوذ بالله من همزات الشیاطین و أعوذ بک ربی أن یحضرون إن الله هو السمیع العلیم یعنی هیچ معبودی جز الله نیست سپاس وستایش برای اوست وفرمانروایی برای اوست واو بر هر کاری قادر است ؛پناه میبرم به خدا از وسوسه های شیاطین و پناه میبرم به تو ای پروردگار من از اینکه شیاطین نزد من حاضر شوتد \به درستی که خداوند شنوا و دانا است.. »

مدتی به این مداومت نمائید بلکه حالی رخ دهد که طالب استقامت شوید إن شاء الله تعالی.

نوشته شده در پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٠ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ توسط دکتر مهدی شهریاری نظرات () |

مروری بر آیات شریفه 11 تا 28 سوره اعراف نشان می دهد که خداوند متعال پس از آفرینش آدم و حوا وصدور فرمان سجده بر آدم ؛ ابلیس را که نافرمانی کرده بود و سجده نکرد از جایگاه رفیعی که بین فرشتگان پیدا کرده بود اخراج فرمود. ابلیس از خداوند متعال مهلت خواست و همینکه مهلت را دریافت کرد گفت من بر سر راه مستقیم تو می نشینم و واز چهارطرف (روبرو؛پشت سر؛چپ وراست) بر انسان ها وارد میشوم و تو اکثر آنان را شکرگزار نخواهی یافت .خداوند متعال ضمن اخراج ابلیس تهدید کرد که حتما جهنم را از ابلیس و پیروان او پر خواهد کرد.

منظور از این چهار طرف چیست؟ حدیثی ژرف از امام پنجم، باقرالعلوم، علیه السلام این پرسش را چنین پاسخ می دهد: «خود شیطان هجوم از چهار طرف را تفسیر و تبیین کرده است؛


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٠ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ توسط دکتر مهدی شهریاری نظرات () |

مرحوم آیة الله شاه آبادی استاد حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) تذکر زیبایی داده اند که شایسته دقت ودرس آموزی است. ایشان فرموده اند:" ای مردم هشیار باشید شیطان برای پدر ما قسم خورد که خیر خواه است ونصیحت میکند؛ ولی او را گمراه کرد.امّا در مورد ما فرزندان آدم قسم خورده که حتما مارا گمراه خواهد کرد؛ با ما چه خواهد کرد اگر نتوانیم از بندگان مُخلَص خداوند باشیم؟"

با تدبر در آیات کریمه قرآن در این زمینه به نکات کلیدی و کاربردی  زیادی خواهیم رسید. خداوند متعال در آیه 6 از سوره فاطر(35) میفرماید:اِنَّ الشَّیطانَ لَکُمْ عَدُوًّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوٍّا اِنَّما یَدعُوا حِزْبَهُ لِتَکُونُوا مِنْ اَصْحابِ السَّعیریعنی بدرستی که شیطان دشمن شماست؛شما هم او را دشمن خود قرار دهید. بدرستی که شیطان حزبش را فراخوانده تا شما از یاران آتش سوزان جهنّم باشید. همچنین در آیه 62 سوره زخرف(43) می فرماید: وَلا یَصُدَّنَّکُمُ الشَّیطانُ اِنَّهُ لَکُمْ عَدُوًّ مُبین  یعنی شیطان (راه مستقیم حق پرستی ) را بر شما نبندد یدرستی که برای شما دشمنی آشکار است. در سوره اعراف(7) آیات 11 تا 18 با یادآوری خلقت آدم و دستور به سجده بر آدم؛نافرمانی ابلیس (شیطان یزرگ)؛ اخراج او از صف فرشتگان مقرّب؛ درخواست اومهلت از سوی اوو مهلت داده شدن به او گفت پروردگارا من حتما سر راه مستقیم تو می نشینم  وبه هر نحوی که بتوانم آنان را منحرف میکنم که شکرگزار تو نباشند؛ پس خداوند وعده عذاب جهنّم را به شیطان وپیروانش داد. در آیه 19 خداوند می فرماید: وَ یا آدَمُ اسْکُنْ اَنْتَ وَز‍َوجُکَ الْجَنَّة وَفَکُلا مِنْ حَیْثُ شِئْتُماوَلا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونا مِنَ الظّالِمین یعنی (ای آدم) تو و همسرت در این بهشت ساکن شوید و از هر چه می خواهید بخورید ولی به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید بود. (نکته: در قرآن مجید کلمه زوجه به معنی مؤنّث زوج نیامده است  و همه جا کلمه زوج به معنی همسر آمده  یعنی مرد زوج همسرش است وزن هم برای همسرش زوج است نه زوجه که در محضرهای ازدواج و عقدنامه ها به کار میرود)در آیه 20و21 میفرماید: فَوَسْوَسَ  لَهُمَا الشّیْطانُ.... یعنی شیطان آن دورا  وسوسه کرد تا آنچه از زشتیهای آنان پنهان بودآشکار کند و (با سوء استفاده  از میل انسان به جاودانگی و کمال) گفت: پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر اینکه (اگر از آن بخورید) دو فرشته می شوید یا جاودانه خواهید شد. و برای آن دو قسم خورد که بدرستی که من برای شما دو نفر از خیرخواهان و ناصحان هستم. در آیه 22 میفرماید: فَدَلّیهُما بِغُرُورٍ... یعنی آن دورا  با فریب( از مقام و منزلت رفیعی که داشتند) فرود آورد (و به خوردن از درخت ممنوعه ترغیب شان کرد) پس همین که از درخت چشیدند شرمگاه بدنشان بر هر دونفرشان آشکار شد و (به دلیل حیا) مشغول چسباندن برگ درختان باغ به خود شدند. و پروردگارشان به آن دو ندا داد که مگر من شما را از این درخت نهی نکردم و به شما نگفتم که بدرستی که شیطان برای شما دشمنی آشکار است؟  در آیه 23  می فرماید: قالا رَبَّنا ظَلَمْنا اَنْفُسَنا وَ اِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرین یعنی(بر عکس استکبار  وگردن کشی شیطان که باعث رانده شدن از مقامش شد؛ آدم و حوا) گفتند پروردگارا ما بر خود ستم کردیم و اگر تو مارا نیامرزی  و به ما رحم نکنی حتما از زیانکاران خواهیم بود.

شیطان فرشته انسان

بر اساس اسرائیلیات یعنی آنچه که یهودیان تازه مسلمان یا مسلمان نمایان یهودی از تورات تحریف شده وارد بعضی از کتابهای تفسیر کردند؛ تصور عمده مردم این است که شیطان حوا را فریفت و حوا آدم  علیه السلام را!! ولی بر آیات فوق که وسوسه شدن آدم وحوا را بیان میکند؛ در آیات116 تا 121 سوره مبارکه طه(20) تأکید بر فریفته شدن آدم است: فَوَسْوَسَ إلَیْهِ الشَّیْطان قالَ یا آدمُ هَلْ اَدُلُّکَ عَلی شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْکٍ لا یَبْلی* فَاَکَلا مِنْها فَبَدَتْ لَهُما سَوْءاتُهُما ... یعنی شیطان او را  وسوسه کرد و گفت ای آدم آیا تو را راهنمایی کنم به درخت جاودانگی و پادشاهیی که شکست نداشته باشد؟ پس هر دو از آن خوردند و شرمگاه هایشان برای آن دو آشکار شد.

اینجا ممکن است سؤالی به ذهن برسد که بخش مربوط به تظاهر به خیرخواهی شیطان برای آدم ابوالبشر روشن شد امّا ماجرای قسم خوردن شیطان برای گمراهی فرزندان آدم چیست؟ خداوند متعال در سوره  ص(38) پس از یادآوری خلقت بشرواستکبار ابلیس و اخراج اواز بارگاه قرب الهی ومهلت خواستن او تا قیامت ومهلت گرفتن تا روز وقت معلوم (رجعت امام علی علیه السلام و...پس از ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه) درآیات 81و82 میفرماید: قالَ فَبِعِزَّتِکَ لَاُغْوِیَنَّهُم اَجْمَعین* إلّا عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصین یعنی شیطان گفت: به عزّتت قسم که همه آنها را گمراه خواهم کرد مگر بندگان خالص شده تو را.

قابل توجه این است که ما بندگان باید تلاش کنیم که مخلِص باشیم یعنی کارها و عباداتمان را خالص برای خدا انجام دهیم تا به درجه ای برسیم که اگر ذره ای نا خالصی در ما باشد آن را خداوند متعال  پاک می کند و ما را مخلَص می کند که مقام مخلَصین جایگاه انبیا الهی است واین دسته را شیطان استثناء کرده است واظهار عجز کرده است از این که بتواند گمراهشان کند.

نکته مهم دیگری که در آیه21 سوره اعراف(7) و آیه 120 سوره طه(20) به علاقه آدم به جاودانگی  اشاره شده است و همین موضوع را  راه نفوذ شیطان معرّفی شده است؛ بی تردید ما فرزندان آدم نیز علاقه به جاودانگی وبی نهایت طلبی داریم امّا سؤال این است که چرا ما با این میل به جاودانگی به این دنیای فانی و محدود  آمده ایم؟ اگر مروری بر مراحل آفرینش خودمان داشته باشیم مشخص می شود که وقتی در شکم مادر هستیم و راه تغذیه و تنفس جنین بند ناف است؛ ولی جنین دهان،معده،روده ،ریه و...دارد که بعد از تولد به آنها نیاز دارد . میل به جاودانگی وبی نهایت طلبی غریزه هایی هستند که در انسان به ودیعه گذاشته شده انسان به کم قانع نشود و به هر چه نگاه میکند فنا وزوال و محدودیت را ببیند وارضاء آن غرایز را در بهشت رضوان الهی و در وصال به حضرت دوست بیابد؛و به اشتیاق آن نعمت های جاودانه و زندگی جاودانه دوران کوتاه زندگی فانی خود را مانند دوران رحمی به عنوان مرحله ای برای گذر و عبور به مرحله دیگر بدا ند و قبول کند که : اَلدُّنْیا مَزْرَعَةُ الْاخِرَة دنیا مزرعه آخرت است (باید در اینجا کشت کنیم  تا در آخرت برداشت کنیم) و باور کنیم کا :اَلدُّنْیا قَنْطرَةُ الْاخِرَة: یعنی دنیا پلی است برای عبور به سوی آخرت(که باید از آن به خوبی عبور کرد نه آنکه آن را با هدف و مقصد اشتباه گرفت!)

در پایان دعوت می کنم که برای آماده باش و مقابله با دشمن اصلی وقسم خورده و آشکار انسان خطبه قاصعه نهج البلاغه (خطبه 192 در نهج البلاغه صبحی صالح و خطبه 234 دراکثر نهج البلاغه ها) را مطالعه کنید که امیر مؤمنان که بنده مخلِص ومخلَص خداوند است به زیبایی درس دشمن شناسی میدهد.

نوشته شده در یکشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٠ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ توسط دکتر مهدی شهریاری نظرات () |

خداوند مهربان؛ پروردگان عالمیان در آیات پایانی سوره مبارکه حشر به طور استثنایی 15 تا از نامهای مبارک خود را در چهار آیه پیاپی یعنی از آیه بیست و دوم تا آخرسوره حشر ذکر میفرماید(جالب است که سوره های قبل و بعد از این سوره که با تسیبح خداوند متعال شروع میشود وبه سُوَرِ مُسَبَّحات معروف است نامهای متعددی ذکر شده ولی کمتراز هشت نام) و تدبر در هر یک از این اسامی بسیار روشنگر است.

هُوَ اللهُ الَّذی لا اِلهَ اِلا هُو عالِمُ الغَیبِ وَ اّلشَّهادَةِ هُوَ الرَّحمن الرّحیم (22) اوست خداوند یکتایی که جز اومعبودی نیست؛دانای پنهان و آشکار است؛ اوبخشنده (به همه) ومهربان(به مؤمنان در دو جهان)است.

هُوَاللهُ الَّذی لا اِلهَ اِلا هُوَ المَلِکُ القُدُُّوسُ السّلامُ المُؤمِنُ المُهَیمِنُ العَزیزُ الجَبّارُ المُتَکَبِّرُ سُبحانَ اللهِ عَمّا یُِشرِکوُن (23) اوست خداوند یکتایی که جز اومعبودی نیست؛فرمانروا و مالک هستی است؛ از هر عیب منزّه است؛ سلامتی وکمال بخش است ؛امنیّت بخش و ایمان بخش است ؛مراقب ومسلّط بر همه چیز است؛ قدرتمندی شکست ناپذیر و با عزّت است؛ جبران کننده و اصلاح کننده است؛ شایسته کبریا و بزرگی است؛خداوند یکتا از آنچه برای او شریک قرار دهند منزّه است.

هُوَ اللهُ الخالِقُ البارِیءُ المُصَوِّرُ لَهُ الاَسماءُ الحُسنی یُسَبِّحُ له ما فی السَّماواتِ وَ الارضِ وهُوَالسَّمیعُ العَلیم (24) اوست خداوند یکتایی که خالق و آفریننده بی سابقه وتصویرگر( بی نظیر) است ؛ نامهای نیک برای اوست وآنچه در آسمانها و زمین است تسبیح گراویند و او قدرتمندی شکست ناپذیر وحکیم استکه در علم او خللی وجود ندارد.

در مورد سه کلمه خالق و باریء و مصوّر آقای دکتر موریس بوکای پزشک کالبد شناس و جنین شناس فرانسوی پس از حدود ده سال تحقیق فراوان به این نتیجه رسید که خلاصه ای از جنین شناسی در این کلمه نهفته است. کلمه خلق در عربی برای خیاطی به کار می رفت چون خیاط ها پارچه و مواد اولیه تهیه لباس را آماده میکنند و اندازه گیری میکنند و خالق یعنی آفرییننده ای که مواد اولیه آفرینش جهان و اندازه گیری آن را بر عهده دارد. کلمه باریء (که تبرئه از مشتقات آشنا و پرکاربرد آن در زبان ماست) به معنی دور کردن و تراشیدن اضافه ها  از چوب و آماده استفاده کردن آن است مثلا  از یک شاخه درخت که زوائدی دارد عصا یا چوبدستی بسازیم. مصور یا نقشگر یا صورتگر به معنی کسی است که نقش و نگار لازم را به یک خمیر یا مجسمه می دهد. با مشاهده مراحل رشد جنین وترتیب قرار گرفتن این سه کلمه به دکتر بوکای حق می دهیم که آن را خلاصه جنین شناسی بداند.

البته جنین شناسی در قرآن در آیة 5 سوره حج(22) وآیه 12 سوره مؤمنون(23) مشروحتر بیان شده است که تا کنون چندین پایان نامه و مقاله در این زمینه تدوین شده و در اینترنت در دسترس همگان است.

 

جنین از یک روزگی تا شش ماهگی

جنین سه ماهه

نوشته شده در جمعه ۱٤ امرداد ۱۳٩٠ساعت ۸:٥٦ ‎ب.ظ توسط دکتر مهدی شهریاری نظرات () |

خداوند مهربان در آیه 205 از سوره اعراف دستورالعمل و نقشه راهی را برای مؤمنان ارائه کرده و می فرماید:" وَاذکُر رَبَّکَ فی نَفسِکَ تَضَرُّعًا وَ خُفیَه ودُون َالجَهرِ مِنَ القَولِ بالغُدوِّ وَ الآصالِ وَ لا تَکُن مِنَ الجاهِلین "یعنی با تضرع و خشوع (عاشقانه و سوزناک ؛امیدوار و بیمناک ) صبحگاهان و شامگاهان پروردگار خود را در جان خود یاد کن (در هنگام شروع به کار و هنگام جمع بندی و حسابرسی روزانه به یاد خدا باش)؛ بدون فریاد و قیل وقال (بدون تظاهر ) و از غافلان مباش.

در مورد اینکه چه کنیم که از غافلان نباشیم یکی از راهکارها که عموم مفسرین بیان کرده اند برپاداشتن نمازهای پنجگانه است که نماز صبح و مغرب و عشاء آن با صدای نسبتاٌ بلند خوانده شود؛ بویژه اگر نمازهای پنجگانه در پنج نوبت خوانده شود(صبح قبل از شروع به کار؛ ظهر پس از برگشتن از سر کار؛ عصر پس از اندکی استراحت و قبل از برگشتن به سر کار؛ مغرب پس از اتمام کار روزانه و عشاء هنگام جمع بندی و حسابرسی کارهای آنروز) به تعبیر رسول خدا نماز همچون چشمه آب زلالی خواهد شد که در خانه مؤمن قرار دارد و او روزی پنج بار خود را در آن چشمه شستشو می دهد واینگونه از هر پلیدی دور می شود.

از امام صادق علیه السلام هم ذیل تفسیر این آیه شریفه نقل شده به این مضمون که فرموده اند: غافل کسی نیست که نماز صبحش قضا شود بلکه غافل کسی است که از فیوضات لحظات قبل از طلوع فجر محروم شود و قبل از اذان صبح برای عرض نیاز به پیشگاه خالق و رازق وبخشنده بی نیازبیدار نشده باشد.

در حدیث گرانقدری از رسول اکرم (ص) نقل شده که فرمودند:هر کس پس از نماز صبح سه بار خواتیم حشر یعنی آیات شریفه انتهای سوره حشر را با اعوذ بالله من الشیطان الرجیم تلاوت کند خداوند متعال سه هزار فرشته را از آسمان به زمین می فرستد و مأمور می کند که ازطرف او تا غروب ذکر میگویند (و تلاششان این است که او را از غفلت دور کنند) و همچنین اگر بعد از نماز مغرب یا عشاء سه بار خواتیم حشر را تلاوت کند و هر بار اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بگوید خداوند متعال سه هزار فرشته دیگر را می فرستد که تا صبح به جای او ذکر می گویند.

بد نیست با مرور بر این آیات مبارکه تدبر کنیم که چه ویژگی دارند که برای غفلت زدایی تلاوت آنها توصیه شده است؟

(در صورت تمایل کلیپ صوتی ترتیل این آیات را دانلود کنید)

 برای دانلود با صدای قاری : میشاری العفاسی اینجا رو کلیک کنید.

اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَیطانِ الرَّجیم؛ (آیه 18) یا اَیُّهَا اَّلذینَ آمَنُواتَّقُوااللهَ وَالتَنظُر نَفسٌ ما قَدَّمَت لِغَدٍ وَ اتَّقُوااللهَ اِنَّ اللهَ خَبیرٌ بِما تَعمَلُون. یعنی ای کسانی که ایمان آورده اید تقوای الهی پیشه کنید و هر کس باید نگاه کند که برای فردای خود چه پیش فرستاده است؛و تقوای الهی پیشه کنید به درستی که خداوند به هر آنچه انجام میدهید آگاه است.

جالب است که اکثر ما قیامت را دور میدانیم اما خداوند متعال در این آیه هشدار میدهد که قیامت خیلی دور نیست و از آن تعبیر به فردا میکند .این آیه شریفه تنها آیه ای است که در آن دو بار امر به تقوا شده است. قرآن شناسان و مفسران در مورد علت تکرار امر به تقوا در یک آیه دلایل گوناگونی را برشمرده اند که معروف تر از همه مسئله مراتب تقوی است یعنی هر مؤمنی باید بکوشد که با تقوی شود و هر مؤمن متّقی باید هشیار باشد که در جا نزند وبرای کسب مراتب بالاتر تقوی  کوشا باشد. امّا اگر در  کلّ آیه و ترتیب قرار گرفتن امر به تقوی قبل از امر به محاسبه نفس و بعد از آن با هشدار مؤکد به اینکه خداوند  به آنچه میکنید (ونیّت و قصد وزمینه های فراهم شده برای اعمالتان) آگاه و باخبر است. بنا بر این پس ازهشدار جدّی و امر به تقوای الهی از مؤمنان می خواهد که محاسبه نفس کنند و ببینند که برای فردای قیامت چه چیزی اندوخته اند و به حساب آخرت خویش واریز کرده اند؛ اما چون انسان موجودی است توجیه گر و حتی اگر هنگام حسابرسی دیگران بسیار سختگیر باشد؛ موقع رسیدگی به کارهای خودش که میشود با توجیه کردن اعمال خودش و دلیل تراشی و ذکر زمینه ها و مقدماتی که به گناه و خطا منجرشده خود را پاک و بی تقصیر جلوه میدهد؛ اینجاست که دومین امر به تقوی نیز صادر می شود و انگار فرمان می رسد که توجیه ممنوع!به جای توجیه کردن و دلیل تراشی اگر خطایی از شما سر زد به سوی خداوند مهربان برگردید که نه تنهاخطابخش وپوزش پذیر است که حتی توبه کنندگان را دوست دارد. (صد بار اگر توبه شکستی باز آ        این درگه ما در گه نومیدی نیست)    

سپس در آیه 19 می فرماید: وَلا تَکُونُوا کَالذّینَ نَسُواالله فَاَنساهُم اَنفُسَهُم اولئکَ هُمُ الفاسِقُون: و هرگز مانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند پس خدا هم آنان را به خود فراموشی انداخت؛ آنان همان گروه بدکاران وفاسقانند.

چون غفلت و فراموشی بدترین آفت است و انسانیّت انسان را به عنوان خلیفه و جانشین خداوند در زمین از بین می برد (فراموشی نقطه مقابل علم و آگاهی است نه جهل و نادانی) بنابراین فراموشی به همان امتیازی حمله می کند که خداوند در هنگام آفرینش انسان به فرشتگان بالیده بوده است؛ حالا به مرتبه ای پایین تر از حیوانات تنزّل پیدا کرده است. حجت الاسلام قرائتی در تفسیر نوردر باره فراموشی  می نویسد: کسی که لطف خوا را فراموش کند مأیوس می شود و به بن بست می رسد . ممکن است خود کشی کند یا دچار افسردگی شدید شود؛ کسی که عفو وبخشش خدا را فراموش کند خود را قابل اصلاح نمی بیند و دست به هر کاری میزند؛کسی که فراموش کند خدا رهبران و راهنمایانی فرستاده که انسان ها را راهنمایی کنند بع دنبال هر طاغوتی به راه می افتد؛ کسی که قانون الهی را فراموش کند هدر روز سراغ پرچمی و صدایی می رود وسردرگم می شود؛کسی که راه خدا را فراموش کند به بیراهه می افتد؛ کسی که اولیای او را فراموش کند دوستان ناباب او را به بازی می گیرند؛ کسی که نعمت های خدا را فراموش کند تملّق دیگران را می گوید؛ ودر نهایت کسی  که خدا را فراموش کند هدف از خلقت خویش را فراموش می کند وبه جای صرف عمر برای رسیدن به کمال , استعداد و سرمایه عمرش را به هدر می دهد.

سپس در آیه 20 می فرماید: لا یَستَوی اَصحابُ النّارِ وَ اصحابُ الجَنَّ‍ةِ اصحابُ الجَنّةِ هُمُ الفائِزُون: یاران بهشت و یاران جهنم با یکدیگر مساوی نیستند؛ یاران بهشت همان گروه رستگارانند.

از آیه 21 تا پایان سوره (آیه24) ویژگی هایی دارد که انشاءالله در نوشتار بعدی به آن خواهم پرداخت.

نوشته شده در جمعه ۳۱ تیر ۱۳٩٠ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ توسط دکتر مهدی شهریاری نظرات () |

میلاد با سعادت منجی بشریت مبارک!

نوشته شده در پنجشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٠ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ توسط دکتر مهدی شهریاری نظرات () |

در قرآن مجید بارها دعوت به سیر وسفر در زمین و دقت در آثار گذشتگان و عاقبت کار آنان شده است ازجمله : قل سیروا فی الارض فانظرو عاقبــت الذین من قبل ( آیه42 سوره روم وبا اندکی تفاوت  وبا لحن سؤالی به جای امر : آیه44 سوره فاطر و آیه 21 سوره غافر ) یعنی بگو در زمین سیر کنید و ببینید عاقبت گذشتگان چه بوده است و.... از پیامبر گرامی اسلام (ص) نیز نقل شده است که : سافِروا تَصِحّوُا یعنی سفر کنید تا سلامت باشید. بدیهی است که اگر با فرصت و فراغتی که در مسافرت پیدا شده است در آفرینش کوهها ؛ جنگلها و دریاها دقت شود سفر باعث بیشتر شدن بصیرت می شود. از سوی دیگرسفر خستگی کارهای روزمره را کم میکند و فرد برای انجام تلاش بیشتر و مفیدتر آماده میکند.

قل سیروا فی الارض فانظرو عاقبــت الذین من قبل( آیه42 سوره روم وبا اندکی تفاوت  وبا لحن سؤالی به جای امر : آیه44 سوره فاطر و آیه 21 سوره غافر ) یعنی بگو در زمین سیر کنید و ببینید عاقبت گذشتگان چه بوده است و.... / سافِروا تَصِحّوُا یعنی سفر کنید تا سلامت باشید./ وَ تَزَّودُوا فَاِنّ خَیرِ الزّادِ التّقوی ( ایه197 سوره بقره ) /  زاد و توشه سفر چه باشد بهتر است؟  / تدبر در قرآن

اما اگر مروری بر خاطرات سفرهای قبلی خود بکنیم متوجه می شویم که بارها در طول سفر با خود گفته ایم که  اگر فلان امکانات را با خود آورده بودیم سفر به ما بیشتر خوش میگذشت یا اگر قبل از سفر فلان کار را انجام داده بودیم الآن خیالمان راحت تر بود. پس بیاییم فکر کنیم به سفر آخرت که سفری ابدی و بی پایان است ؛ سفری که آمادگی بیشتر و زاد و توشه بیشتری لازم دارد ؛ اینجاست که هشدار خدای مهربان را برای برداشتن زاد وتوشه سفر به یاد می آوریم که فرمود : وَ تَزَّودُوا فَاِنّ خَیرِ الزّادِ التّقوی ( ایه197 سوره بقره ) یعنی آگاه باشید و زاد وتوشه سفر برگیرید پس به درستی که تقوی بهترین زاد و توشه است.

در مورد تقوی که متاسفانه اغلب به پرهیز و ترسا بودن ترجمه شده ؛ مثال های زیادی برای فهم معنی آن زده شده که مضمون حدیثی از امام جعفر صادق علیه السلام رساتر و گویاتر است. آن حضرت می فرمایند همانند کسی که با پای برهنه در بیابانی پر از خار عبور میکند و به شدت مواظب است که خار به پایش فرو نرود مومن با تقوی هم به جامعه وارد میشود ؛ کار و تلاش و معامله با مردم دارد اما مواظب حلال وحرام هست و دقت میکند که خطایی از او سرنزند ( اصطلاحا تقوای ستیز دارد نه تقوای پرهیز ) اگر به ریشه کلمه تقوی دقت کنیم که به معنی سپر به دست گرفتن و حفظ خویش از تیر باران دشمن است می پذیریم که تشبیه حضرت صادق بسیار گویا و سازنده است.

امیر مؤمنان ومولای متقیان ،خانه زاد خدا وشهید رمضان  در این زمینه میفرماید: آه آه مِنْ قِلَّةِ الزّاد وَطُولِ السَّفَر:

آه آه از کمی توشه وطولانی بودن سفر(آخرت)

نوشته شده در چهارشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ توسط دکتر مهدی شهریاری نظرات () |

ماه شعبان ماه رسول خداست و مقدمه شایسته ای است برای ماه رمضان یعنی ماه مهمانی خدا. در این ماه تولد گلهای باغ نبوت بویژه موعود امت ها و آخرین منجی حضرت مهدی صاحب الزمان عج الله تعالی فرجه واقع شده است. وقتی که قرآن مجید را تلاوت میکنیم بارها در آن تاکید شده که همه انبیا به امت خودشان می گفتند ما از شما برای رسالت اجر و مزدی نمی خواهیم به عنوان نمونه در ایات 109؛ 127؛ 145؛ 164 و 168 سوره شعرا از زبان آنان نقل شده است که؛ اجر من بر عهده کسی نیست غیر از پروردگار جهانیان. ولی در مورد پیامبر گرامی اسلام در سه جای قرآن آیاتی ذکر شده که تدبر در آنها بسیار راهگشا و درس آموز است بخصوص اگر به کلمه استثنا «إلا» در دو آیه قرآن  دقت شود.

اجر رسالت پیامبر اسلام چیست؟ / تدبر در قرآن /قُل ما اَسألُکُم عَلَیهِ مِن اَجر إلا مَن شاءَ اَن یَت‍خِذَ إلی َربه سبیلا / قُل ما سَئَلتُکُم مِن اَجر فَهُوَ لَکُم / قُل لا أسألُکُم عَلَیهِ اَجرا إلا المَوَدةَ فِی القُربی / وَما اَسئَلُکُم عَلیهِ مِن اَجرٍ اِن اَجری الآعلی رَبّ العالَمین یعنی من ازشما برای رسالتم اجری نمی خواهم

آیه اول: قُل ما اَسألُکُم عَلَیهِ مِن اَجر إلا مَن شاءَ اَن یَت‍خِذَ إلی َربه سبیلا (آیه 57 سوره فرقان) یعنی بگو من ازشما هیچ اجری برای رسالتم نمی خواهم مگر اینکه کسی بخواهد به سوی پروردگار خویش راهی برگزیند.

آیه دوم: قُل لا أسألُکُم عَلَیهِ اَجرا إلا المَوَدةَ فِی القُربی (آیه23 سوره شوری)یعنی من از شما هیچ اجری نمی خواهم مگر محبت ورزی به نزدیکانم. (درآیه61سوره آل عمران وماجرای مباهله با مسیحیان نجران وهمچنین در آیه 33 احزاب مشهور به آیه تطهیر و حدیث کساء نزدیکان پیامبر به حضرت علی علیه اسلام؛ حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها وحضرت امام حسن وحضرت امام حسین علیهمااسلام تفسیر شده اند وصریحا پیامبر خدا حتی همسر نیکوکار وصالحه خود به نام ام سلمه را از شمول آیه تطهیر خارج کردند).

آیه سوم: قُل ما سَئَلتُکُم مِن اَجر فَهُوَ لَکُم (آیه 47 سوره سبأ) یعنی بگو من هرآنچه اجر از شما خواستم به نفع خودتان است.

وقتی که ما به عنوان یک اصل می پذیریم که قرآن مجید وحی و کلام نازله خداوند متعال است که هیچ تحریفی در آن نیست و خداوند متعال هم در آیه 82 سوره آل عمران مردمان را توبیخ کرده که چرا در قرآن تدبر نمی کنید که اگر از جانب غیر خدا بود در آن اختلاف فراوانی می یافتید یعنی در این کتاب شریف که تدریجا طی 23 سال نازل شده از ابتدا تا انتها اختلافی نیست واین دلیل آشکاری است که این کتاب از جانب خدای یکتا نازل شده است؛ پس وجود دو استثنا در اجر نخواستن پیامبر باید نشانه ای باشد که محبت ورزی به نزدیکان پیامبر گرامی اسلام یا مقدمه برگزیدن راهی برای رسیدن به خداست یا این محبت همان برگزیدن راهی برای قرب به خداوند است وگرنه نباید خداوند متعال دوبار به پیامبرخاتمش دستور دهد که بگو من هیچ اجری نمی خواهم مگر اینکه... ومثلا باید میفرمود من هیچ اجری نمیخواهم مگر دوچیز یکی آنکه کسی بخواهد راهی به سوی خدای خویش برگزیند دوم اینکه نزدیکان مرا دوست بدارد.

در نهایت با تدبر در این دو آیه به آیه سوم میرسیم که باز خداوند مهربان به پیامبر گرامی خود میفرماید بگو من هر اجری از شما خواستم به نفع خودتان است وگرنه اجر واقعی من بر عهده پروردگار جهاها وجهانیان است (وگرنه هیچ کس نمی تواند اجر رسالت پیامبری را ادا کند که فرمود هیچ پیامبری مانند من اذیت وآزار ندیده است؛ پیامبر مهربانی که وقتی آزار مردمان به اوج شدت خود میرسید به جای قهر ونفرین می فرمود خدایا قوم مرا ببخش آنان جاهلند).

بیاییم دعوت خداوند یکتا  برای تدبر در قرآن مجید را بپذیریم و با محبت اهل بیت و الگو برداری از کردار آنان راهی به سوی خدای مهربانمان پیدا کنیم وتلاش کنیم اجر رسالت نبی مکرم رابپردازیم که این به نفع خودمان است.

نکته جالبی در"الموده فی القربی" هست و آن متعدی بودن الموده است که با "لِ" به "القربی" نرسیده  یعنی نفرموده است "الاالموده لِلقُربی" بلکه با استفاده از "فی" که معنای ظرف میدهد رسیده است به عبارت دیگر معنی دقیق آیه آین است: من از شما برای رسالتم اجری نمی خواهم جز اینکه هر کسی را دوست دارید (حتی همسر یا فرزندتان را) باید به این دلیل باشد که من و نزدیکانم گفته ایم دوست داشته باشید و سرچشمه عشق و محبت شما این پاکان و نیکان عالم باشند. اگر منشا محبت شما شهوت و غضب باشد پست و بی ارزش است ولی اگر از ظرف محبت اهل بیت پیامبر باشد شأن آن بالا میرود و راضی به رضای خدا می شوید چون رضای آنها رضای خداست(زیرا محدثین شیعه و سنی روایت کرده اند که پیامبر خدا ص فرمود :اِنَّ اللهَ یَرضی لِرِضا فاطِمَةَ وَ یَغضِبُ لِغَضَبِها خدای متعال به خشنودی فاطمه خشنود و به غضب او غضبناک میشود).

نوشته شده در شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ توسط دکتر مهدی شهریاری نظرات () |

به نام خداوندی که مهربانترین است

آقایان بدانند: زنها مثل فرشته هستند!

خداوند متعال در سوره بقره آیه 30 میفرماید: و هنگامی که پروردگار تو به فرشتگان گفت من میخواهم در زمین جانشینی خلق کنم؛ فرشتگان گفتند آیا میخواهی در زمین کسی را قراردهی که فساد  وخونریزی کنند؟!در حالی که ما تسبیح تو را میگوییم و تو را تقدیس می کنیم ! خدا فرمود من چیزی را میدانم که شما نمی دانید. اگر تدبر در این آیه شریفه کنیم متوجه میشویم که با اعلام آفرینش انسان به عنوان خلیفة الله از سوی خالق وپروردگار جهان؛ فرشتگان با توجه به سابقه طولانی عبادت و تسبیح گویی خودشان به جای آنکه مستقیما در خواست کنند که خدایا این مقام خلیفة اللهی را به ما واگذار فرما؛ به طور غیر مستقیم با اشاره به سابقه خوب خودشان در تسبیح وتقدیس الهی مشکل خونریزی و فساد انسانها را بیان کردند (غیب دانستن فرشتگان درهمین آیه منتفی شده و آنها اگر صحبتی کرده اند با مقایسه انسانهای پیشین که قبل از خلقت حضرت آدم بر روی زمین زندگی میکرده اند) و تو دهنی بدی خوردند که انگار خداوند متعال با جمله من میدانم آنچه را که شما نمیدانید به آنها فرموده آنها را بابت قضاوت یا قیاس نا بجایشان توبیخ فرمود.

اکنون هم وقتی مردی به خانه می آید همسرش شروع میکند به گلایه کردن از بچه ها و اذیت هایشان؛ از خواهر شوهر وتلفن آزار دهنده ای که زده است و.... مرد اگربه جای گوش دادن صبورانه همدردی  فکر کند که باید راه حل ارائه کند مثلا از زن بخواهد که صبر کن برای مسئله اول راه حل ارائه کنم بعد به مسئله دوم وسوم رسیدگی کنم بیراهه رفته است. در حالی که زن از شروع گلایه هایش نه درخواست راه حل منطقی دارد و نه چیز دیگری ؛ او دو گوش شنوا میخواهد که بشنود وزن فشارهای وارد بر خودش را تخلیه کند و بتواند بر مرد به عنوان یک ستون محکم تکیه کند. بنابراین شکایت از بچه ها و کارهایشان نه شکایت است ونه حتی درخواست تنبیه بچه ها و....بلکه ابراز این واقعیت است که وقتی تو در خارج از خانه مشغول کاربودی؛ من در داخل خانه همزمان با انجام کارهای خانه با این مشکلات هم روبرو بودم آیا تو مرا و موقعیت مرا  درک میکنی ؟ و اصلا میتوانی بفهمی که کار در خانه و سر و کله زدن با بچه ها هم کار است؟

آقایان بدانند: زنها مثل فرشته اند! / تدبر در قرآن / خلیفة الله / زندگی مشترک /

 اگر مرد مهارت همدردی داشته باشد (که اغلب مردان این مهارت را ندارند) باید با زن همدردی کند و این واقعیت را ابراز کند که من تورا درک میکنم و میدانم که در موقعیت پیچیده ای قرار گرفته ای اگر من جای تو باشم ممکن است بعضی از کارها را بتوانم کم و بیش انجام دهم ولی تحمل این مشکلات در حال انجام کارهای متداول خانه برایم سخت است. اما چون اغلب مردان از این مهارت بی بهره هستند حد اقل باید مستمع خوبی باشند والسلام !!!   

نوشته شده در چهارشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٠ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ توسط دکتر مهدی شهریاری نظرات () |

پیام خون یاران:   (تقدیم به امدادگران شهید) / یادواره شهدای امدادگر / شعری ناب از دکتر مهدی شهریاری متخصص اطفال فوق تخصص خون و آنکولوژی شیراز پیام خون یاران:

(تقدیم به امدادگران شهید)

 

در ساعتی خون رنگ، از آن عصر خونبار

به تشویق و حمایتهای آن روباه مکار (1)

و موشک های اهدائی آن خرسان قطبی (2)

-          گرگ خون آشام

-          همان صدام بد فرجام

به شهری از دیار دجله سان از خون پاکان (3)

بسی نامردمانه، حمله آورد

و صدها نوجوان تا پیر

و ده ها کودک زیبا و رعنا را به خاک و خون بغلطانید

******


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٠ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ توسط دکتر مهدی شهریاری نظرات () |

درمان ناباروری ؛ اخلاق و پیشگیری از تولد کودکانی با تالاسمی شدید: (تشخیص قبل از تولد یا تشخیص قبل از کاشت)درمان ناباروری ؛ اخلاق و پیشگیری از تولد کودکانی با تالاسمی شدید: (تشخیص قبل از تولد یا تشخیص قبل از کاشت)

مقدمه :

شیوه های نوین ناباروری و پیشگیری از بیماریهای وراثتی اگر چه باعث افزایش امید در زوجهای نابارورشده و در بسیاری از موارد زندگی های مشترک آنان را استحکام بخشیده است ولی نکاتی در رابطه با پیشگیری از بیماریهای وراثتی هست که لازم است متخصصین زنان و زایمان با همکاری مشاوره متخصصین ژنیتیک و سایررشته ها در مورد آن اطلاعات لازم را به خانواده مورد بررسی بدهند و تصمیم گیری جمعی پس از سنجیدن احتمالات مختلف و مشورت با متخصصین رشته های وابسته صورت پذیرد تا از تولد بیماران لاعلاج یا صعب العلاج در خانواده نابارورجلوگیری شود.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٠ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ توسط دکتر مهدی شهریاری نظرات () |

به نام نامی حضرت دوست     که هرچه میرود بر سر ما ارادت اوست

حافظ شیرین سخن در یکی از غزلیات نغز و زیبایش می فرماید:

 

چه مستی است ندانم که رو به ما آورد     که بود ساقی و این باده از کجا آورد

غلام پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ              چرا که وعده تو کردی و او بجا آورد

فلک غلامی حافظ کنون به طوع کند                 که التجا به در دولت شما آورد

 

نیم نگاهی به تماشاگه راز حافظ /مراد حافظ از شیخ در این غزل حضرت آدم است/ "اُخرُج اِلَی العِراق ان اللهَ قد شاء ان یراک قَتیلا" یعنی به سوی عراق برو به درستی که خدا میخواهد تو را کشته ببیند (تا با قیام تو قامت دین راست و راه حق آشکار؛ و باطل رسوا شود)/ چه مستی است ندانم که رو به ما آورد  که بود ساقی و این باده از کجا آورد ...  غلام پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ  چرا که وعده تو کردی و او بجا آورد  فلک غلامی حافظ کنون به طوع کند  که التجا به در دولت شما آورد

 

بسیاری از شما ممکن است این غزل را خوانده باشید ولی آیا هیچگاه از خود پرسیده اید که منظور خافظ از وعده ای که شیخ کرده و پیر مغان آنرا بجا آورده است چیست؟ خوب اگر تا به حال نپرسیده اید اکنون کمی فکر کنید و پاسخی بیابید و بویژه دنبال این مطلب باشید که چه کسی مصداق شیخ وچه کسی مصداق  پیرمغان می تواند باشد.


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ توسط دکتر مهدی شهریاری نظرات () |

با ایمان به این نکته که نوآوری را باید بر پایه و استناد به محکمات دین و قرآن استفاده از سنت اولیاء دین و هماهنگ کردن آن با زمان و مکان ومخاطب انجام داد و از آنجا که حداقل در بیست آیه از قرآن مجید درباره مدیریت فرهنگی و تبلیغی پیامبر اکرم راهکار ارائه شده است، در این مقاله با استفاده از قرآن مجید و سنت پیامبر اسلام (ص) در کلام امیر سخن علی علیه السلام در نهج الیلاغه درباره نوآوری های مدیریت فرهنگی بحث خواهد شد.

دوازده گام به سوی نوآوری در مدیریت فرهنگی با استناد به قرآن کریم و سنت رسول اکرم/قرآن کریم/ خداوند متعال در آیه 25 سوره مبارکه نحل خطاب به پیامبر اسلام (و به پیروی از او هر مسلمان دلسوخته ای که متعهد به تبلیغ دین اسلام و پیروی از فرامین خداوندی است) می فرماید: «اُدعُ اِلی سَبیلِ ربِّکَ بِالحِکمهِ وَ المَوعِظهِ الحَسَنَه وَ جادِلهُم بِالَّتی هِیَ اَحسَن» /

خداوند متعال در آیه 25 سوره مبارکه نحل خطاب به پیامبر اسلام (و به پیروی از او هر مسلمان دلسوخته ای که متعهد به تبلیغ دین اسلام و پیروی از فرامین خداوندی است) می فرماید:

«اُدعُ اِلی سَبیلِ ربِّکَ بِالحِکمهِ وَ المَوعِظهِ الحَسَنَه وَ جادِلهُم بِالَّتی هِیَ اَحسَن»


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٠ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ توسط دکتر مهدی شهریاری نظرات () |

 مقدمه :

هدف این نوشتار کمک به پزشکان و پرستاران در درمان و نگهداری بیماران با بیماری های خونریزی دهنده است . بنابراین ، تلاش شده است تا آنجا که می شود گفتار چکیده وار نگاشته شود و برای آگاهی بیشتر از جزئیات مربوط به تشخیص این بیماری ها ، باید به کتاب های مرجع خونشناسی و انعقاد خون مراجعه کرد.

برای درمان بیماری های خونریزی دهنده ، باید برداشتی درست از رویکردهای پزشکی اجتماعی و روانی بیماری هموفیلی داشت و برای پیشگیری از عوارض و خیم آن بایستی به بیمار و خانواده ی وی در باره ی             بیماری های خونریزی دهنده آموزش داد. باید تلاش کرد تاجایی که می شود درمان این بیماران در خانه و برای نمونه ، به وسیله ی مادر خانواده و در کودکان بالاتر از 10 سال ، به وسیله ی خود بیمار انجام گیرد. شایسته است که بیمار سالی یک یا دوبار ، به وسیله ی پزشک دارای فوق تخصص خون شناسی دیده شود و در هنگام لزوم از ارتوپد ، فیزیوتراپیست ، روانپزشک و کارشناس تغذیه کمک گرفت . باوجودی که کوشش می شود درمان بیمار هموفیلی در خانه انجام پذیرد، تاکید ما بر پویایی ارتباط بیمار با پزشک دارای فوق تخصص خون شناسی و کارکنان بخش هموفیلی است و بخش هموفیلی نیز ، اگر چه آماده ی پذیرش این بیماران در همه ی شبانه روز است ، ولی همه ی پزشکان عمومی ، متخصصان داخلی ، کودکان و همه ی پرستاران بخش های اتفاقات بیمارستانهای گوناگون باید با درمان این بیماری ها آشنا باشند. در ضمن ، سفارش می شود، هر بیمار هموفیلی پیش از مسافرت ، نامه ای از پزشک دارای فوق تخصص خون شناسی همراه داشته باشد که گویای شیوه ی درمان در موارد فوریت ها و در زمان آسیب های احتمالی باشد که شماره ی تلفن بخش هموفیلی و یا متخصص خون برای تماس و مشاوره نیز قید شده باشد. ( در بسیاری کشورها ، این بیماران پلاکی که تشخیص بیماری را روی آن حک کرده اند به گردن خود می آویزندیا به مچ دست خود می بندند).

همه ی این تاکیدها برای آن است که تشخیص زودرس خون ریزی ها و درمان درست و به هنگام ، هم از میزان مصرف عامل های اتعقادی و هم از احتمال آسیب های مزمن مفصلی می کاهد و از سوی دیگر، هرچه مدت خونریزی درازتر باشد و درمان دیرتر آغاز شود، میزانی بیشتر از عامل انعقادی را برای کنترل خونریزی باید مصرف کنیم و احتمال بروز معلولیت افزایش می یابد.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه‌شنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٠ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ توسط دکتر مهدی شهریاری نظرات () |

چکیده:

قرآن مجید برنامه سعادت بشر را دارد و از جمله برای تغذیه نیز راهنمایی های ارزنده ای دارد .در این پژوهش ابتدا بررسی بر روی آیات مربوط به تغذیه در قرآن بویژه در سوره های کهف؛عبس و نحل انجام شده وبرداشتی از آیات مربوط به نگاه کردن به غذا وپاک بودن غذا ارائه میشود و با توجه به این که در قرآن مجید از چهار بار استفاده از کلمه "شفا" سه نوبت برای خود قرآن ویکبار برای عسل است ابتدا بخشی از اثرات و کاربرد های بالینی این غذای شفا بخش را ذکر کرده  سپس نتیجه یک پژوهش در باره اثر ضد باکتریایی عسل بیان می شود.

تغذیه در قرآن باتکیه بر سوره های کهف و عبس و نحل عسل طبیعی


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩٠ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ توسط دکتر مهدی شهریاری نظرات () |

پیشگفتار:

بحث و گفتگو درباره داوری های اخلاقی و ارزشی انسان در پاسخ به اینکه باید چه کاری انجام دهد و از چه کارهایی خودداری کند، عمری به درازای زندگی بشر دارد، دغدغه و دل نگرانی هر انسان در تمامی لحظات زندگی خود این است درست را از نادرست تمیز دهد و باید و نباید زندگانی خود را بشناسد و راه خویش را از میان هزار راهه هایی که در برابر او دام گسترده اند بیابد، از آنجا که انسان موجودی است انتخاب گر و تا لحظه مرگ هرگز نباید زمینه انتخاب از دست انسان گرفته شود. عواملی هستند که همواره این انتخابگری را مورد تهدید قرار می دهند اما انسان اسلام نه زیر ضربات تازیانه تبلیغات شهوت انگیز انتخاب گری اش را از دست می دهد و نه زیر ضربات کشنده فقر و ناداری و اینجاست که نقش سازنده و حیاتی اصل فراموش شده (و یا آمیخته با فهمی تنگ نظرانه و محدود) امر به معروف و نهی ازمنکر روشن می شود. شناخت معروف و منکر و دعوت داشتن دیگران به کارهای پسندیده و بازداشتن از کارهای ناپسند (به دور از تجسس و تفحص) ضامن بقای سلامت جامعه اسلامی است.

دانشگاه ،  بایدها و نبایدها / شناخت معروف و منکر و دعوت داشتن دیگران به کارهای پسندیده و بازداشتن از کارهای ناپسند ( به دور از تجسس و تفحص ) ضامن بقای سلامت جامعه اسلامی است. / امربه معروف و نهی از منکر  در قرآن     تفسیر آیات 102 تا 110 سوره مبارکه آل عمران /  توسط آیت الله شهید دکتر بهشتی / درسهایی از استاد شهید مرتضی مطهری از کتاب حماسه حسینی / دیدگاه امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری  در باره امر به معروف و نهی از منکر /  اصل هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران / (سخنرانی رهبری در جمع اعضای ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر)/(در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویی دانشگاه تهران 23/2/77) / (در جمع اعضای ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر) / /طرح امر به معروف و نهی از منکر به زودی در مجلس بررسی می شود

در جامعه امروز، نقد اجتماعی (به ویژه در مبارزه با مفاسد اجتماعی ناشی از روابط قدرت) تا حدودی جای مفهوم بلند امر به معروف و نهی از منکر را گرفته است. دامنه امر به معروف و نهی از منکر به همه ساختار ها و نهادهای اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی جامعه اسلامی گسترده است.

اما ظلمی که به واسطه کج فهمی یا برداشت های سطحی از یک سو و اجرای ناصحیح آن در میان مسلمین بر این تکلیف انسان ساز رفته است بسیار تاسف بار است. اگر نقش بنیادین این اصل در شناخت خیر و شر ، پسندیده و ناپسند ، باید و نباید در نظر گرفته شود و آنگاه که کارکرد اجتماعی آن در سالم سازی محیط اجتماعی و فراهم کردن زمینه و شرایط مناسب برای اعمال انتخابگری انسان فهمیده شود آثار آن در حیات بخشیدن به جامعه آشکار می شود.

برای آشنائی جامعه دانشگاهی با این دو اصل مهم از فروع دین اسلام ( که در بعضی مذاهب اسلامی حتی آن را بخشی از اصول دین اسلام شناخته اند ) در این دفتر به امر به معروف و نهی از منکر در قرآن خواهیم پرداخت و برای این منظور از بیانات آیت الله شهید دکتر بهشتی که در سال های 1349 تا 1355 ایراد شده در جلسات تفسیر قرآن استفاده می شود و با رعایت امانت به کوتاه کردن مطلب و تغییر آن از لحن گفتاری و سخنرانی به نوشتار پرداخته شده است . در دفتر های بعد از بیانات و مقالات آیت الله شهید استاد مرتضی مطهری و نیز بیانات بنیانگزار نظام مقدس جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره ) و مقام معظم رهبری استفاده خواهد شد .بی شک چنانچه نقصی در این سه دفتر مشاهده شود از اینجانب است و خوشحال خواهم شد که از راهنمائی اساتید ، همکاران و دانشجویان محترم بهره مند شوم . برای ارتباط با شما در نشانی اینترنی (پست الکترونیک ) منتظر هستم.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه‌شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٠ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ توسط دکتر مهدی شهریاری نظرات () |

بحث و گفتگو درباره داوری های اخلاقی و ارزشی انسان در پاسخ به اینکه باید چه کاری انجام دهد و از چه کارهایی خودداری کند, عمری به درازای زندگی بشر دارد , دغدغه و دل نگرانی هر انسان در تمامی لحظات زندگی خود این است درست را از نادرست تمیز دهد و باید و نباید زندگانی خود را بشناسد و راه خویش را از میان هزار راهه هایی که در برابر او دام گسترده اند بیابد, از آنجا که انسان موجودی است انتخاب گر و تا لحظه مرگ هرگز نباید زمینه انتخاب از دست انسان گرفته شود. عواملی هستند که همواره این انتخابگری را مورد تهدید قرار می دهند اما انسان اسلام نه زیر ضربات تازیانه تبلیغات شهوت انگیز انتخاب گری اش را از دست می دهد و نه زیر ضربات کشنده فقر و ناداری و اینجاست که نقش سازنده و حیاتی اصل فراموش شده (و یا آمیخته با فهمی تنگ نظرانه و محدود) امر به معروف و نهی ازمنکر روشن می شود. شناخت معروف و منکر و دعوت دیگران به کارهای پسندیده و بازداشتن از کارهای ناپسند (به دور از تجسس و تفحص) ضامن بقای سلامت جامعه اسلامی است.

در جامعه امروز، نقد اجتماعی (به ویژه در مبارزه با مفاسد اجتماعی ناشی از روابط قدرت) تا حدودی جای مفهوم بلند امر به معروف و نهی از منکر را گرفته است. دامنه امر به معروف و نهی از منکر به همه ساختار ها و نهادهای اجتماعی , فرهنگی , اقتصادی و سیاسی جامعه اسلامی گسترده است.

اما ظلمی که به واسطه کج فهمی یا برداشت های سطحی از یک سو و اجرای ناصحیح آن در میان مسلمین بر این تکلیف انسان ساز رفته است بسیار تاسف بار است. اگر نقش بنیادین این اصل در شناخت خیر و شر , پسندیده و ناپسند , باید و نباید در نظر گرفته شود و آنگاه که کارکرد اجتماعی آن در سالم سازی محیط اجتماعی و فراهم کردن زمینه و شرایط مناسب برای اعمال انتخابگری انسان فهمیده شود آثار آن در حیات بخشیدن به جامعه آشکار می شود.

برای آشنائی جامعه با این دو اصل مهم از فروع دین اسلام ( که در بعضی مذاهب اسلامی حتی آن را بخشی از اصول دین اسلام شناخته اند ) در این مقاله به امر به معروف و نهی از منکر در قرآن ازدیدگاه شهید بهشتی خواهیم پرداخت

خداوند متعال درقرآن مجیدآیات 102-104 مسلمانان را دعوت می کند که از میان ایشان گروهی و جماعتی با این مختصات (دعوت به خیر, امر به معروف و نهی از منکر) به جود آید  آیا می گوید باید دسته ای از شما این کار را عهده دار شوند یا می گوید جامعه شما و امت شما یکپارچه باید چنین جامعه و امتی باشد؟

آیات امر به معروف ونهی از منکر / امر به معروف و نهی از منکر و نقش اختیار انسان در جامعه اسلامی ازدیدگاه شهید بهشتی /  دانشگاه ،  بایدها و نبایدها / شناخت معروف و منکر و دعوت داشتن دیگران به کارهای پسندیده و بازداشتن از کارهای ناپسند ( به دور از تجسس و تفحص ) ضامن بقای سلامت جامعه اسلامی است. / امربه معروف و نهی از منکر  در قرآن     تفسیر آیات 102 تا 110 سوره مبارکه آل عمران /  توسط آیت الله شهید دکتر بهشتی / درسهایی از استاد شهید مرتضی مطهری از کتاب حماسه حسینی / دیدگاه امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری  در باره امر به معروف و نهی از منکر /  اصل هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران / (سخنرانی رهبری در جمع اعضای ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر)/(در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویی دانشگاه تهران 23/2/77) / (در جمع اعضای ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر) / / AWT IMAGE

علت اینکه بعضی از این آیه برداشت اول را داشته اند و دارند وجود کلمه " مِن " است " وَلتَکُن مِنکُم اُمة "؛ از شما :" جماعتی " این طور باشند, ؛ یعنی بعضی از شما . ولی " مِن " در اینجا برای تبیین و برای ابتدا است. یعنی از این مادة شما مردم , باید چنین جماعتی پدید آید. شما باید سازندگان چنین جماعتی باشید. بخصوص وقتی دنبال همین آیات , با فاصله پنج آیه , می خوانیم " کُنتُم خَیرُ اُمَّه اُخرِجَت لِلناس, تأمُرونَ بالمَعروف و تَنهونَ عَنِ المُنکَر " می بینیم که از " مِن " خبری نیست. شما, همه بهترین امت و جماعتی بوده اید که برای مردم از بطن و شکم زمان و زمانه بیرون داده شده اید و امر به معروف و نهی از منکر می کنید. در ضمن خداوند متعال در آیه شریفه 143 بقره می فرماید: " وَ کَذلِکَ جَعَلناکُم اَمَّةً وَسَطاً لِتَکونوا شُهَداء عَلی الناس و یَکون الرَسول علیکُم شَهیداً." یعنی ما آنچنان شما را امت نمونه و جامعه نمونه ساختیم تا حجت و شهید و شاهد و گواه باشید بر مردم بر همه مردم جهان. هر دو آیه یک مطلب را می گوید. جای کمترین تردیدی وجود ندارد که سه آیه " کُنتُم خَیرُ اُمه اُخرِجَت لِلناس " , " وَ کَذلکَ جَعَلناکُم اُمةً وَسَطاً " و " وَلتَکُن مِنکُم اُمَة یَدعونَ الی الخَیر " هر سه می خواهند یک معنی را برسانند.

 

دنیا در پی یافتن راههای عملی برای بهتر زیستن است, نه راههای ادعایی, نسل جوان خودمان هم همین طور , هر جا , به هر مقدار عمل به معیارهای اسلامی سراغ داشته باشد دیگر هیچ احتیاجی به تبلیغ نیست؛ خودبخود دل و جان و فکر و ایمان او آنجاست.

در امر به معروف و نهی از منکر هدف محیط سازی است؛ محیط سالم برای پرورش سالم و صحیح استعدادهای خیر نهفته در انسانها بوجود آوردن. مساله بهداشت محیط اجتماعی است.

اما انسان اسلام موجودی است که باید انتخابگر به دنیا بیاید, انتخابگر بزرگ شود. انتخابگر زندگی کند, انتخابگر به راه فساد برود, انتخابگر به راه اصلاح برود, و تا لحظه مرگ هرگز زمینه انتخاب از دستش گرفته نشود. انسانی است که آوای حق درست به گوشش می رسد. انسانی است که مناظر برانگیزنده فطرت حق جوئی و حق پرستی در برابر دیدگانش فراوان به وجود می آید. انسانی است که در عین حال راه فاسد شدن به روی او صد درصد بسته نمی شود, بلکه می تواند فاسد شود , چون ارزش انسان در این است که بتواند فاسد شود ولی نشود ؛ والا اگر نتواند فاسد بشود چه هنری است .

امر به معروف و نهی از منکر صحیح می تواند جلو علنی شدن فسق و فساد را بگیرد. اگر خواستید زمینه را برای انتشار و علنی شدن و تجاهر به فسق و فجور باز بگذارید , عملاً عامه مردم و توده ها را در معرض یک فشار سنگین قرار داده اید که چه بسا راه انتخاب را به روی آنها ببندد. مگر یک جوان معمولی تا چه حد می تواند در برابر عوامل گمراه کننده جنسی , اجتماعی , اقتصادی مقاومت کند؟

برای اینکه نوع مردم در معرض تازیانه های انتخابگری بر جاده ستم, فساد, تباهی, هوس و شهوت قرار نگیرند باید محیط علنی اجتماع از این گونه انحرافها پاک باشد. نظام اجتماعی اسلام محیط را برای رشد فضیلت ها پاک می کند؛ اما راه فاسد شدن را به طور صددرصد بر روی فرد نمی بندد. این است آن فرمول اجتماعی اسلام.

جامعه اسلامی؛ جامعه آدمهاست. انتقاد می کنند و در کار ها دقت می کنند. اما به خاطر پاسداری از محترمترین چیزها: حق و عدل. حق و عدل از همه کس محترمتر است. البته یک شرط اصلی در امر به معروف و نهی از منکر شناخت معروف و منکر است. کسی که اصلاً خودش نمی داند معروف و منکر چیست؟ به چه چیز دعوت کند؟ چه چیز را امر کند و نهی کند. جامعه اسلامی جامعه ای است که همه با همدیگر کار دارند, چون سرنوشتشان به هم بسته و پیوست است و همه دارای سرنوشت مشترک اند.

انسانهای مسلمان فرمان می برند اما از فرمانده ای که برای دیگران حق انتقاد نسبت به خود را محفوظ می داند.

 

نویسنده: دکتر مهدی شهریاری (دانشیار دانشگاه علوم پزشکی شیراز)

نوشته شده در سه‌شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٠ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ توسط دکتر مهدی شهریاری نظرات () |

نماز اول وقت کار پرکارهاست نه بیکارها!

شما جزء کدام دسته هستید؟!

نماز اول وقت

نوشته شده در سه‌شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ توسط دکتر مهدی شهریاری نظرات () |

فارماکولوژی(دارو شناسی) قرآن در نهج البلاغه!


مقدمه : خداوند متعال سه بار در قرآن به شفابخش بودن قرآن تصریح فرموده است (اسرا82/یونس 57/فصلت44). در نهج البلاغه شریف نیز بر این موضوع که قرآن  داروی شفا بخش بی عارضه است تاکید شده است. این بررسی به منظور شناخت ویژگی های داروشناسانه قرآن مجید از دیدگاه قرآن ناطق ایرالمؤمنین علیه اسلام انجام شد. برای شناخت طریق حق آیا راهی جز مراجعه به خود حق یا جلوه‌های او و کسانی که به حق رسیده‌اند وجود دارد؟ و آیا کسی به اندازه علی (ع) به حق نزدیک شده است؟ علی (ع) کسی است که در حق و برای حق ذوب شد و خود به حق تبدیل گشت. آیا راهی نیکوتر و مطمئن‌تر از راه علی (ع) برای شناخت خدا و راه خدا و کلام خدا وجود دارد؟ پیامبر اسلام (ص) فرموده‌اند: (علی با قرآن است و قرآن با علی، این دو هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا در سر حوض کوثر بر من وارد شوند)

مستدرک حاکم نیشابوری، ج3/124.

از طرفی این حقیقت راستین و مستدل را همه مسلمین باید بپذیرند که قرآن (که کلام خدا و بیانگر طریق الی الله است) مکتب است و مکتب را معلمی باید تا محتوای کتاب را به شاگردان بیاموزد و حقایقش را بشکافد و نمودار سازد. این کتاب صامت را بیانگری ناطق لازم است تا از سوی او سخن گوید و با زبان و علم و اخلاق و شهادت وجهاد و پارسائی و... مفاهیم آن را جلوه‌گر سازد. به همین دلیل حضرت علی (ع) که عالم و عامل به قرآن و حکمت‌آموز فرمان محکم اوست چنین می‌فرماید:

(اگر از قرآن بخواهید که با شما سخن گوید، او به سخن نمی‌اید و این منم که از زبان او سخن می‌گویم و از حقایقش شما را آگاه می‌سازم).

خطبه158 نهج‌ البلاغه.

بنا به دلایل فوق در پژوهش حاضر تلاش شده است که پس از استخراج کلیه عبارات راجع به قرآن کریم از بطن نهج البلاغه، کتابی که فراتر از کلام بشر و فروتر از کلام خداست، تصویر و توصیفی از این طریق الی الله (قرآن) به زبان فارماکولوژی (داروشناسی) با استناد به نهج البلاغه ارائه شود.

چرا به زبان فارماکولوژی؟ چون قرآن دارو است، داروی سینه‌های بیمار و شفای دردهای بشر و به همین دلیل، فارماکولوژی زبان مناسبی برای بیان خصوصیات این داروی شفابخش است.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه‌شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ توسط دکتر مهدی شهریاری نظرات () |

نماز حی علی الصلاه...

نوشته شده در سه‌شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ توسط دکتر مهدی شهریاری نظرات () |

چکیده :

      مقدمه:  در تاریخ  بشر هیچ قبیله ای را نمی توان یافت که به گونه ای دین نداشته باشد. پس به جاست اگر دین را یکی از وجوه اصلی امتیاز بشرنسبت به دیگر انواع شناخته شده حیات بدانیم. با توجه به تاثیرات شگرفی که نماز در روح و روان انسان می گذارد ضرورت داشت که بررسی جامعی برای علت یابی موانع عدم حضور در نماز جماعت و اول وقت در دانشکده پزشکی شیرازصورت پذیرد.

بررسی دلایل عدم حضور دانشجویان در نماز جماعت دانشگاه علوم پزشکی شیراز

روش: در یک مطالعه مقطعی در بهمن و اسفند ماه 1387 تعداد 200 پرسشنامه بین دانشجویان دانشکده پزشکی شیراز توزیع گردید. پرسشنامه ها توسط نمایندگان دانشجویان درکلاسها توزیع شد. در این پرسشنامه 15 سؤال در مورد وضعیت دموگرافیک افراد مورد پژوهش همچون جنس، مقطع تحصیلی، و ضعیت تاهل و محل سکونت و سؤالاتی درباره نقش نماز در زندگی و عوامل ترغیب به شرکت در نماز جماعت طراحی گردیده بود. برای اینکه دانشجویان پرسشنامه ها را صحیح تکمیل نمایند سوالاتی که در آن هویت دانشجو مشخص می گردید مثل نام و نام خانوداگی و شماره دانشجویی لحاظ نگردید. همچنین برای جمع آوری صندوقی در معاونت فرهنگی تعبیه گردید که دانشجویان پاسخ های خود را در آن صندوق می انداختند. تعداد 142 نفر پرسشنامه ها را تکمیل نمودند. 

نتایج : درپاسخ به میزان استمرار در ادای نماز،همیشه یا عمدتا" نماز می خوانم، 7/82 درصد به دست آمد این امر بیانگر آن است که برخلاف پیش فرض غالب جامعه،جوانان به نماز اهمیت می دهند. درضمن بیشتر پاسخ دهندگان اعلام داشته اند که در دبیرستان ودانشگاه میزان علاقه آنها به نماز بیشتر بوده ودوره ای که فرد خود تصمیم می گیرد برخلاف دوره راهنمایی وابتدایی که براساس تشویق معلمین وخانواده نماز می خوانند. همچنین بیشتر پاسخ دهندگان نمازرا پایه آرامش روح دانسته و ضعف پایه های اعتقادی راعدم توجه به نماز می دانند .

نتیجه گیری : دردنیای امروزی که بیشتر محققان بر این باورند که باید به معنویت بیشتر از پیش توجه گردد، تهیه یک برنامه دقیق و جامع اعتقادی برای نسل جوان ونوجوان ما امری ضروری به نظر می رسد . برنامه ریزی باید طوری باشد که به طور تدریجی  بر روی اعتقادات جوانان کار شود و با استدلال و شیوه های آموزشی جذاب ونو تفکرات واعتقادات اصیل اسلامی را به جوان آموخت که این امر باعث خواهد شد که تفکرات غیر مذهبی و برداشت های غیر صحیح از اسلام از بین رود.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه‌شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٠ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ توسط دکتر مهدی شهریاری نظرات () |

خداوند مهربان که بندگانش را آفریده تا به آنان مهرورزی کند ( الا من رحم ربک ولذلک خلقهم آیه119 سوره هود یعنی مگر آنکه پروردگار تو بر او رحمت آورد و برای این منظور آنان را آفرید ) در سه مرحله یا سه برهه زمانی گفتمانی با بندگانش دارد که در قرآن کریم به آن تصریح شده است .

1-گفتمان اول : ناز کشیدن خدا و ناز کردن اکثر بندگان : در این مرحله خدای مهربان می فرماید: ( ای رسول ما ) هنگامیکه بندگان من از تو راجع به من سوال کردند بگو من به آنان نزدیک هستم ؛ خواسته دعا کنندگان را اجابت می کنم پس شایسته است که دعوت مرا اجابت کنند و به من ایمان بیاورند  ( و اذا سئلک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوة الداع اذا دعان فلیستجیبوالی و الیؤمنوا بی آیه 186سوره بقره )  و یا می فرماید مرا بخوانید تا اجابت کنم شما را ( و قال ربکم ادعونی استجب لکم آیه 60 سوره غافر یا مؤمن ) سپس برای  اینکه بندگان به کار نیک ترغیب شوند پاداش کار نیک را ده برابر اعلام می فرماید ( من جاء بالحسنه فله عشر امثالها ( آیه 160 سوره انعام ) و برای دلگرمی کسانی که گاهی بدی کرده اند جهت پیشگیری از احساس شرمندگی شدید و یأس از سعادت می فرماید: اقم الصلوة .... ان الحسنات یذهبن السیئات ( آیه 114 سوره هود ) یعنی نماز بپا دارید.... بدرستیکه کارهای نیک ؛کارهای بد را پاک کرده و از بین می برد ( بعد از نماز در نامه عملتان دیگر اثری از کاربد نیست . ( کرم بین و لطف پروردگار   گنه بنده کرده است و او شرمسار !!!)

و ممکن است بعضی انصاف بدهند که با نعمت های خدادادی در محضر خدای بینا و آگاه گناهان زیادی انجام داده اند و کارهای خوبشان آنقدر ناچیز است که خود را تهیدست می بینند برای دلگرمی این دسته نیز خداوند خود را تبدیل کننده بدیها به خوبی ها می نامد ( فاولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات آیه 70 سوره فرقان ). سپس به هر بهانه ای کل خطاهای بندگانش را می بخشد و اعلام می کند که نامه عمل شما پاک پاک شده مانند روزی که از مادرزاده شدید حالا کارهایتان را از نوشروع کنید و بکوشید که خطا نکنید و اگر کردید بلافاصله توبه کنید . شب جمعه ؛ شب قدر؛ ماه رمضان؛ روز عرفه؛  زیارت خانه خدا؛ اعتکاف و ... همه از این نوع دعوت نامه های زیبا و امیدوار کننده و فرصت آفرین است . باتوجه به شدت علاقه ای که به شنیدن صدای راز و نیاز بندگانش دارد ( حتی بندگان گنهکار)؛ آنان را به نیایش در نیمه های شب و برپایی نماز شب دعوت می کند( ومن اللیل فتجهد به نافله لک عس ان یبعثک ربک مقاما محمودا ) ( آیه 79 سوره اسرا یا بنی اسرائیل ) یعنی قسمتی از شب را برای نماز نافله بیدار باش امید است که پروردگارت تو را به مقام پسندیده و ستوده شده ای مبعوث کند.

اما عده بسیار کمی این دعوت را می پذیرند ووقتی که خداوند بی نیاز نازشان را می خرد رو به سوی او برای عرض نیاز می کنند؛ خداوندی که نه تنها توبه پذیر است و بدی ها را عفو می کند (هو الذی یقبل التوبه عن عباده و یعفوا عن السیئات آیه 25سوره شوری) بلکه حتی توبه کنندگان و کسانی را که می خواهند پاک شوند را دوست دارد(ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین آیه 222 سوره بقره ) با این همه ناز کشیدن ها عده کمی همچون حضرت ابراهیم خلیل در دعای خویش  درخواست می کند که خودش و فرزندانش از برپاکنندگان نماز باشند ( رب الجعلنی مقیم الصلوه و من ذریتی آیه 29 سوره ابراهیم ) .

2- گفتمان دوم یا ناز کشیدن بندگان از خدای متعال در برزخ ( فاصله زمانی مرگ تا قیامت) : بنده ای که در دنیا دعوت حق را اجابت نکرده ؛ رو به خدا نیاورده و از فرامین او اطاعت نکرده است با وقوع مرگ چشمانش باز می شود و حقایقی را می بیند که تا قبل از آن بارها از زبان پیامبران شنیده بود ولی باور نکرده بود. بنابراین التماس می کند که پرودرگارا مرا برگردان تا با اموالی که به جا گذاشته ام کارهای شایسته انجام دهم ( رب ارجعونی لعلی اعمل صالحا فیما ترکت آیه 99 سوره مؤمنون ) و پاسخ می شنود که نه !! این کلمه ای است که می گوید ( یعنی همه اش حرف است و او بارها فرصت داشته و همه فرصت ها را سوزانده است ؛ او اهل عمل صالح نیست ! ) ( کلا انها کلمه هو قائلها آیه 100 سوره مؤمنون )

3- گفتمان سوم در قیامت : رخ می دهد که وقتی اهل بهشت از اهل جهنم می پرسند چه چیزی شمار ا به جهنم کشید ؟ می گویند: ما اهل نماز نبودیم و به افراد مستمند غذا نمی دادیم و با افراد هرزه همنشین بودیم ( آیان 40 تا 45 سوره مدثر : فی جنات یتسائلون عن المجرمین ماسلککم فی سقر قالوالم نک من المصلین و لم نک نطعم المسکین و کنا نخوض مع الخائضین)

اینجاست که گنهکاران که در دنیا به ناز خریدن های خدا بی اعتنایی کرده اند و همه پلها را پشت سر خود خراب کرده اند وقتی با عذاب الهی روبرو می شوند می گویند: ( ربنا اخرجنا منها فان عدنا فانا ظالمون آیه 106 و 107 سوره مؤمنون ) یعنی پوردگارا ما را از این عذاب بیرون بیاور اگر ما دوباره به کارهای سابق خود برگشتیم ظالم هستیم ولی پاسخ به این فریاد استغاثه برای برگشت به دنیا و جبران مافات با بدترین کلام است ؛ پاسخی که به آنان داده می شود همان است که برای ساکت کردن حیوانات وحشی گفته می شود: ساکت شوید و بامن سخن نگوئید ( قال اخسؤا فیها و لا تکلمون آیه 108 سوره مؤمنون ).

گفتمانی هم بین اهل بهشت و جهنم رخ میدهد که اهل بهشت به جهنمی ها می گویند ما آنچه پروردگارمان ( از نعمتهای بهشتی ) به ما وعده داده بود حقیقت داشت و به آن رسیدیم آیا شما هم آنچه را پروردگارتان ( از عذاب ) وعده داده بود حقیقت داشت و به آن رسیدید ؟ می گویند : بله ( آیه 44 سوره اعراف : ان قد وجدنا ما وعدنا ربنا حقا" فهل وجدتم ما وعد ربکم حقا قالوا نعم ) متقابلا" اهل جهنم به بهشتی ها می گویند: مقداری از آب به ما عنایت کنید یا از آنچه پروردگارتان روزی شما قرار داده به ما مرحمت کنید و بهشتی ها می گویند به درستی که خدا آنها را برکافران حرام کرده است ( افیضوا علینا من الماء او مما رزقکم الله قالو ان الله حرمهما علی الکافرین آیه 50 سوره اعراف ).

نماز

 در پایان یادآوری می شود که من و شما هنوز فرصت داریم و هنوز این خدای بی نیاز است است که ناز ما را می کشد و مکررا" فرصت می دهد تا به هر بهانه ای به ما لطف کند و ما هم بتوانیم دعوت او را لبیک بگوئیم قبل از اینکه گفتمان دوم و سوم پیش بیاید . به خاطر بسپاریم که نماز را باید برپا کرد ( اقامه کرد) تا بتواند ما را از کارهای بد باز دارد ( اقم الصلاة ان الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر ( آیه 45 سوره عنکبوت ) و گرنه نماز خواندن بی توجه و بی حضور قلب در واقع ضایع کردن نماز و بی اعتنایی به اهمیت این کلید گنج سعادت است و نشانه پذیرفته شدن نماز آن است که بتواند ما را از هرکاربدی باز دارد و گرنه ما اگر از مصلین یعنی نماز خوانها باشیم ممکن است با تهدید جدی خداوند روبرو شویم که فویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون ... ( آیه 5 سوره ماعون) یعنی وای بر نماز خوانها که در نماز خود سهل انگارند و راه رستگاری را خشوع در نماز بدانیم که ( آیه 2 سوره مؤمنون قد افلح المؤمنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون) .باید از نماز خود محافظت کنیم و رفتار ما به گونه ای باشد که از نماز گزاران واقعی باشیم تادر بهشت برین جایگاه یابیم وگرامی باشیم  ( آیه 35تا34 سوره معارج :والذین هم علی صلاتهم یحافظون اولئک فی جنات مکرمون) به گونه ای رفتار کنیم که حتی اگر در حال تدریس و تحصیل و سایر کارها هم هستیم خود را در محضر خدا بدانیم و در محضر خدا معصیت نکنیم تا مشمول این توصیف شویم که انگار دائما" در حال نماز هستیم ( الذین هم علی صلاتهم دائمون : آیه 23 سوره معارج). در حدیث قدسی آمده است که وقتی یکی از بندگان من با من صحبت می کند من آن چنان به او توجه می کنم که انگار فقط همین یک بنده را دارم ! ولی وقتی که او با من صحبت می کند انگار غیر از من خدای دیگری هم دارد!

نماز

آخرین کلام اینکه وقتی قرآن را قرائت می کنیم خدا با ما صحبت میکند و وقتی نماز بپا می داریم ما با خدا صحبت می کنیم . بکوشیم این گفتگوها را عاشقانه برگزار کنیم نه از روی کسالت و بانک اذان را دعوتنامه ای برای این ملاقات مهم بدانیم چون نماز اول وقت کار پرکارهاست نه بیکارها ؛ بیندیشیم که ازکدام دسته باشیم بهتر است  وآیا تا فرصت باقی است بهتر نیست که دعوت نامه هایی را که چندین بار در روز برای ملاقات با آن پروردگارمهربان و   بی نیاز بنده پرور به دستمان می رسد جدی بگیریم؟!

نویسنده : دکتر مهدی شهریاری

نوشته شده در دوشنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٠ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ توسط دکتر مهدی شهریاری نظرات () |

Design By : Night Melody